
جام جهانی
آنالیز فایو اسکور: مراکش زود زد، اسکاتلند دیر فهمید
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایواسکور، مراکش این بازی را فقط با یک گل نبرد. بازی را با کنترل فضا برد. با سمت راست برد. با پاسهای دقیق برد. با این برد که اجازه نداد فشار اسکاتلند به ضربه واقعی تبدیل شود.
اسکاتلند در فاکسبورو دنبال تاریخ بود. برد مقابل مراکش، این تیم را برای اولین بار به مرحله حذفی یک رقابت بزرگ میرساند. اما آن رویا فقط ۷۰ ثانیه دوام آورد.
بازی هنوز شکل نگرفته بود که براهیم دیاز از سمت راست توپ را به فضای پشت دفاع فرستاد. اسماعیل صیباری حرکتش را درست زمانبندی کرد، از تله آفساید بیرون آمد و با یک ضربه محکم، توپ را به گوشه دروازه کوبید. ورزشگاه ژیلت با ۶۴,۱۴۶ تماشاگر خیلی زود گل اول را دید. مراکش ۱-۰ جلو افتاد و بعد از همان لحظه، بازی را روی شرایط خودش برد.
این گل فقط یک شروع سریع نبود. نقشه اسکاتلند را شکست. تیم استیو کلارک میخواست با تجربه، دوئل و فشار بدنی بازی را کنترل کند اما قبل از اینکه وارد ریتم خودش شود، عقب افتاد. وقتی تیمی در دقیقه دوم گل میخورد، دیگر فقط تاکتیک عوض نمیشود. ذهن بازی هم عوض میشود.
مراکش بعد از گل، بازی را رها نکرد. ۵۹ درصد مالکیت گرفت و توپ را با دقت چرخاند. ۶۰۱ پاس از ۶۷۱ پاسش به مقصد رسید. اسکاتلند هم ۳۸۸ پاس از ۴۵۵ پاس را درست رساند اما فرق این دو تیم در مقصد پاسها بود. مراکش توپ را به جلو میبرد. اسکاتلند بیشتر دنبال پیدا کردن مسیر بود.
همین تفاوت در یکسوم هجومی خودش را نشان داد. مراکش فازهای یکسوم هجومی را با نرخ ۷۲ درصد کامل کرد. اسکاتلند روی ۶۱ درصد ماند. این عدد یعنی مراکش وقتی به زمین حریف میرسید، حمله را زنده نگه میداشت. اسکاتلند خیلی وقتها توپ را جلو میبرد اما همانجا آن را از دست میداد یا به ضربه بد میرساند.
نقشه حمله مراکش روشن بود. سمت راست، مسیر اصلی ضربه بود. اشرف حکیمی از آن سمت جلو میآمد، براهیم دیاز بین خط و کانال حرکت میکرد و اسکاتلند را بین دو تصمیم گیر میانداخت. دفاع کند یا عقب برود؟ ببندد یا جا بگذارد؟
حکیمی با ۱۰۸ لمس توپ، یکی از محورهای بازی بود. ۷۵ پاس از ۸۱ پاسش را درست رساند و یک پاس کلیدی داد. او ۲ شوت زد و با امید گل ۰.۳۱، مدام در فضاهای جلوتر ظاهر شد. مراکش از سمت او فقط عرض نمیگرفت. عمق هم میساخت.
جلوی او، براهیم دیاز بهترین رشتههای حمله مراکش را وصل کرد. یک پاس گل داد، ۳ پاس کلیدی ثبت کرد و ۳ دریبل موفق داشت. هر دو عدد، بهترین آمار بازی بود. ۳۹ پاس از ۴۱ پاسش درست بود و با ۵ حمل رو به جلو، توپ را ۱۴۵.۹۸ متر جلو برد. این یعنی براهیم فقط لحظه گل را نساخت. او مدام اسکاتلند را بین خط دفاع و خط هافبک گیج نگه داشت.
همین سمت راست باعث شد مراکش برای حفظ برتری، مجبور به ریسکهای بزرگ نشود. این تیم ۲ پاس عمقی داد و اسکاتلند هیچ پاس عمقی نداشت. لمس توپ در محوطه هم ۲۶ به ۲۰ به سود مراکش بود. یعنی مراکش بیشتر به منطقه خطر رسید و وقتی رسید، تهدیدش واقعیتر بود.
آمار شوتها هم همین را میگوید. مراکش ۱۲ شوت زد و اسکاتلند ۶ شوت داشت. شوت در چارچوب ۲ به صفر بود. شوتهای داخل محوطه هم ۹ به ۵ به سود مراکش ثبت شد. اینها عددهای تزئینی نیستند. این یعنی مراکش نزدیکتر زد، دقیقتر زد و بیشتر بونو را از بازی بیرون نگه داشت.
امید گل هم تصویر را کامل میکند. مراکش با ۱۲ شوت به امید گل ۰.۹۷ رسید. اسکاتلند با ۶ شوت فقط ۰.۵۴ امید گل ساخت. نیمه اول این تفاوت واضحتر بود. مراکش در نیمه اول ۰.۶۶ امید گل داشت و اسکاتلند روی ۰.۲۰ ماند. یعنی همان نیمهای که گل زد، موقعیتهای بهتری هم ساخت.
نیمه دوم از نظر امید گل نزدیکتر شد. مراکش ۰.۳۱ ساخت و اسکاتلند ۰.۳۴. اما این نزدیک شدن، بازی را عوض نکرد. چون اسکاتلند هنوز ضربه در چارچوب نداشت. این همان جایی است که عدد خام، گول میزند. امید گل میتواند نزدیک شود اما وقتی توپ حتی یک بار به سمت دروازه نمیرود، فشار به گل تبدیل نمیشود.
اسکاتلند در جنگیدن کم نگذاشت. ۵۳ درصد کل دوئلها را برد و در نبردهای زمینی هم ۵۶ درصد موفق بود. در تکلها هم بهتر بود. ۲۰ تکل مقابل ۹ تکل مراکش زد و ۶۰ درصدشان را برد. قطع توپ هم ۹ به ۶ به سود اسکاتلند بود. یعنی تیم کلارک میجنگید، میدوید و در تماسهای مستقیم کم نمیآورد.
اما فوتبال فقط بردن دوئل نیست. اسکاتلند دوئل برد اما حمله نساخت. توپ را گرفت اما به ضربه دقیق نرساند. ۱۸ دفع توپ مقابل ۱۴ دفع توپ مراکش نشان میداد خط دفاعی اسکاتلند بعد از گل زودهنگام ایستاد و مقاومت کرد. اما این مقاومت جلوتر از زمین ادامه پیدا نکرد.
مشکل اصلی در محوطه بود. اسکاتلند ۶ شوت زد و هیچکدام در چارچوب نبود. جان مکگین یک موقعیت بزرگ را از دست داد و یک شوت بیرون زد. لیندون دایکس در دقایق پایانی با ضربه سر موقعیتی با امید گل ۰.۱۷ داشت اما توپ را بیرون زد. این همان شبی بود که اسکاتلند به محوطه رسید اما در لحظه آخر دستش خالی ماند.
چه آدامز هم چیزی به حمله اضافه نکرد. او یک پاس کلیدی داد اما فقط ۱۱ لمس توپ داشت و دقیقه ۷۱ بیرون رفت. وقتی مهاجم مرکزی فقط ۱۱ بار توپ را لمس میکند یعنی تیم یا نمیتواند او را پیدا کند یا او نمیتواند بازی را نگه دارد. برای اسکاتلند، هر دو مشکل دیده شد.
مصدومیت کیران تیرنی در دقیقه ۶۰ هم کار کلارک را سختتر کرد. بن دوک وارد زمین شد اما تغییر شکل تیم، تصویر نهایی را عوض نکرد. تعویضهای دقیقه ۷۱ و ۸۹ هم بازی را تکان ندادند. اسکاتلند فشار آورد اما این فشار بیشتر روی هوا بود تا روی دروازه.
با این حال، چند بازیکن اسکاتلند از نظر فردی خوب بودند. جک هندری با امتیاز ۶.۵ فایواسکور، ۲ تکل موفق داشت، ۲ بار شوتها را بلوکه کرد و در جلو بردن توپ نقش داشت. لوئیس فرگوسن با امتیاز ۶.۷، ۶۱ پاس صحیح داد و ۷ بار برای تکل اقدام کرد. گرنت هنلی هم با امتیاز ۶.۳، ۵۰ پاس از ۵۴ پاسش را درست رساند و ۴ دفع توپ داشت. ستون تیم جنگید اما ضربه آخر هیچوقت نیامد.
مراکش اما از عقب زمین آرامش داشت. عیسی دیوپ ۱۰۰ لمس توپ داشت و ۹۳ پاس داد. چادی ریاض ۶۶ پاس از ۶۹ پاسش را درست رساند و ۲ بلاک مهم ثبت کرد. نصیر مزروعی هم ۵۰ پاس از ۵۴ پاس را کامل کرد، ۳ دفع توپ داشت و یک قطع توپ ثبت کرد. این خط دفاع فقط دفاع نکرد بلکه بازی را هم ساخت.
همین آرامش باعث شد مراکش بعد از گل، عجول نشود. توپ را چرخاند، حمله را به کنارهها برد و بعد از هر ورود ناموفق، دوباره حمله را بازیافت کرد. ۵ کرنر مقابل ۲ کرنر اسکاتلند هم نشان داد مراکش فشارش را در زمین حریف نگه داشت.
در بازپسگیریها هم فاصله زیاد نبود اما مراکش باز هم جلو بود. ۴۶ بازپسگیری مقابل ۴۲ بازپسگیری اسکاتلند. این عدد کوچک است اما معنی دارد. مراکش پشت توپ جمع میشد، فاصله خطوطش را نگه میداشت و بعد از از دست دادن توپ، اجازه نمیداد اسکاتلند سریع از فشار خارج شود.
حتی جایی که اسکاتلند در نبردهای زمینی بهتر بود، مراکش در هوا جواب داد. این تیم ۶۰ درصد نبردهای هوایی را برد و همین باعث شد فشار اسکاتلند روی شروعهای مستقیم و توپهای بلند کمتر خطرناک شود. اسکاتلند میخواست با توپهای دوم و نبردهای بدنی برگردد اما مراکش اجازه نداد این مسیر تا دروازه برسد.
صیباری بهترین بازیکن زمین شد و امتیاز ۷.۸ فایواسکور گرفت. دلیلش فقط گل دقیقه دوم نبود. او شبی کامل داشت. یک بار تیرک دروازه را لرزاند، یک شوت در چارچوب زد، امید گل ۰.۲۳ ثبت کرد و امید گل در چارچوبش به ۰.۴۵ رسید. یک پاس کلیدی هم داد و یک موقعیت بزرگ برای همتیمیاش ساخت.
اما مهمتر از گل، کیفیت حمل توپ او بود. صیباری ۲۱ پاس از ۲۵ پاسش را درست رساند و ۳۱ بار توپ را لمس کرد. ۱۳ بار توپ را حمل کرد و در مجموع ۱۸۲.۳۴ متر حمل توپ داشت. از این عدد، ۱۱۱.۱۵ متر حمل رو به جلو بود. ۴ حرکت رو به جلو داشت و بهترین حمل او ۴۳.۸۸ متر بازی را جلو برد. این یعنی او فقط تمامکننده نبود. خودش هم تیم را از دفاع به حمله میبرد.
کار دفاعیاش هم مهم بود. یک تکل موفق داشت، یک دفع توپ ثبت کرد و ۳ بار توپ را پس گرفت. اینها همان جزئیاتی هستند که در بازیهای بسته فرق میسازند. صیباری گل زد اما بعد از گل هم از بازی بیرون نرفت. در اتصال حمله، کنترل انتقالها و نگه داشتن فشار نقش داشت.
براهیم دیاز هم با امتیاز ۷.۷ فایواسکور، نزدیکترین نفر به او بود. یک پاس گل و ۳ پاس کلیدی داشت. چادی ریاض هم با امتیاز ۷.۷ ، در عقب زمین آرامش داد. اما بازی را صیباری امضا کرد. چون همان لحظه اول، مسیر مسابقه را عوض کرد و بعد با بازی کاملش اجازه نداد این مسیر برگردد.
مراکش در این بازی ۳ موقعیت بزرگ ساخت و یک بار تیرک زد. اسکاتلند فقط یک موقعیت بزرگ داشت و همان را هم از دست داد. این تفاوت ساده، داستان بازی است. در جام جهانی، تیمی که لحظه بزرگش را میزند، بازی را میگیرد. تیمی که موقعیتش را از دست میدهد، دنبال بازی میدود.
این برد برای مراکش فقط سه امتیاز نبود. یک برد حسابشده در گروه C بود. تیمی که زود گل زد، توپ را نگه داشت، سمت راست را فعال کرد و بدون نیاز به گل دوم، بازی را بست. اسکاتلند شدت داشت، دوئل برد و شجاعانه دفاع کرد اما در مهمترین بخش کم آورد. شوت در چارچوب نداشت.
همین عدد آخر، کل بازی را لو میدهد. اسکاتلند میتوانست تاریخ بسازد اما حتی یک بار یاسین بونو را مجبور به واکنش نکرد. مراکش ۷۰ ثانیه لازم داشت تا بازی را بگیرد و ۹۰ دقیقه کافی بود تا آن را پس ندهد.
عکس: رویترز