
جام جهانی
پروژهای که زودتر از موعد به ثمر نشسته است
نوشته بابک شیرآقایی
طرح ۱۰۰ ساله ژاپن: پروژهای که زودتر از موعد به ثمر نشسته است
تیم ملی ژاپن با نمایشهای چشمگیر خود در جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر نگاهها را به سمت برنامهریزی بلندمدتی جلب کرده که بیش از سه دهه پیش آغاز شد.
به گزارش فایواسکور، نمایشهای تهاجمی و چشمنواز ژاپن در دو مسابقه ابتدایی جام جهانی به اندازهای خیرهکننده بوده که صحبت از «برنامه ۱۰۰ ساله» برای تبدیل شدن به بهترین تیم جهان، حالا حتی محتاطانه به نظر میرسد. شاگردان هاجیمه موریاسو ابتدا با وجود عقب افتادن، برابر هلند به تساوی ۲-۲ رسیدند و سپس با نمایشی مقتدرانه تونس را با چهار گل در هم کوبیدند. حالا سوئد حریف بعدی آنهاست.
در جریان دیدار برابر تونس، چارلی آدام، هافبک پیشین تیم ملی اسکاتلند که به عنوان کارشناس مسابقه حضور داشت، این سؤال را مطرح کرد: «ژاپن در این جام تا کجا میتواند پیش برود؟»
تنها چند ثانیه بعد، آئو تاناکا، هافبک لیدز یونایتد، با پاسی دقیق خطوط دفاعی تونس را شکافت و توپ را به آیاسه اوئدا رساند. مهاجم ژاپنی نیز با یک پاس پشت پا، جونیا ایتو را در موقعیت گل قرار داد تا یکی از زیباترین صحنههای این جام رقم بخورد.
اوئدا، مهاجم فاینورد که فصل گذشته با ۲۴ گل عنوان آقای گل اردیویسه را به دست آورد و ارزشی در حدود ۷۰ میلیون پوند برای او تخمین زده میشود، در ادامه دومین گل خود و چهارمین گل ژاپن را نیز به ثمر رساند تا پیروزی تیمش کامل شود. در آن لحظه، پرسش چارلی آدام دیگر تنها یک سؤال تلویزیونی نبود؛ در کافهها و خانههای سراسر جهان تکرار میشد.
در همین حال، پپ گواردیولا نیز به جمع تحسینکنندگان ژاپن پیوست و تأکید کرد که دیگر نمیتوان این تیم را یک «مدعی پنهان» یا «شگفتیساز» دانست. وقتی موریاسو بهطور منظم از ۱۱ بازیکن شاغل در پنج لیگ معتبر اروپا استفاده میکند و تیمش طی چهار سال اخیر موفق به شکست برزیل، انگلیس، آلمان و اسپانیا شده، چنین تعبیری دیگر معنایی ندارد.
شاید تنها غیبت چند مهره کلیدی مانند کائورو میتوما، واتارو اندو و تاکومی مینامینو و همچنین احتمال قرار گرفتن در مسیر تیمهایی چون برزیل یا مراکش در مراحل حذفی، بتواند کمی از موج خوشبینی نسبت به ژاپن بکاهد. البته روحیه فروتنانه و محتاط ژاپنیها نیز در این میان بیتأثیر نیست.
اما داستان اصلی به همان «برنامه ۱۰۰ ساله» بازمیگردد؛ طرحی که آنگه پوستکوگلو، سرمربی سابق سلتیک و تاتنهام، پس از تساوی ژاپن برابر هلند در تحلیل تلویزیونی خود به آن اشاره کرد.
پوستکوگلو که بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ هدایت یوکوهاما اف. مارینوس را بر عهده داشت و این تیم را در سال ۲۰۱۹ به قهرمانی جیلیگ رساند، گفت: «از دوران حضورم در ژاپن خاطرات فوقالعادهای دارم. زندگی در فرهنگهای مختلف باعث رشد انسان میشود. ژاپنیها خودشان را کشوری در حال توسعه میدانند و برای رسیدن به اهدافشان برنامهای کاملاً مشخص دارند. آنها با دقتی مثالزدنی در حال اجرای چشمانداز صد ساله فوتبال خود هستند.»
او ادامه داد: «همیشه به آنها میگویم شما دیگر در سال بیستم این پروژه نیستید، بلکه انگار به سال شصتم رسیدهاید. با این حال همچنان بسیار منظم و مرحله به مرحله پیش میروند. روزی که کاملاً باور کنند میتوانند بهترین تیمهای جهان را شکست دهند، قادر خواهند بود جام جهانی را هم فتح کنند.»با این حال، اغلب میان «چشمانداز صد ساله» جیلیگ که در سال ۱۹۹۲ تدوین شد و برنامه بلندمدت فدراسیون فوتبال ژاپن برای قهرمانی در جام جهانی تا سال ۲۰۵۰ که در سال ۲۰۰۵ شکل گرفت، اشتباه و سردرگمی وجود دارد. هر دو پروژه کاملاً بازتابدهنده فرهنگ مدیریتی ژاپن هستند؛ رویکردی که تفاوت چشمگیری با بسیاری از فدراسیونهای فوتبال دنیا دارد.برای مثال، تونس پیش از دیدار با ژاپن سرمربی خود را برکنار کرد؛ اتفاقی که دقیقاً در نقطه مقابل نگاه بلندمدت ژاپنیها قرار میگیرد.در میان اصول بنیادین طرح سال ۱۹۹۲، اهدافی مانند «ایجاد فضاهای سبز و امکانات ورزشی در شهرها» و «گسترش فوتسال و فراهم کردن شرایطی که خانوادهها و جوامع محلی بهراحتی بتوانند از آن لذت ببرند» دیده میشود.شان کارول، روزنامهنگار فوتبال ساکن توکیو و نویسنده کتاب Between the Lines: Navigating the World of Japanese Football، درباره این روند میگوید: «نگاه بلندمدت و جزئینگر فوتبال ژاپن در بیش از ۳۰ سال گذشته نتایج فوقالعادهای داشته و نادیده گرفتن آنها اشتباه بزرگی خواهد بود.»او توضیح میدهد: «باشگاههایی که ریشه در جوامع محلی داشتند و وابسته به شرکتها نبودند، توانستند ارتباط عمیقتری با مردم برقرار کنند. سطح فنی مسابقات بالاتر رفت و فوتبال در کشوری که نه آن زمان و نه حتی امروز ورزش اول محسوب نمیشود، توجه بیشتری جلب کرد.»کارول ادامه میدهد: «این روند به کودکان انگیزه داد تا رویای فوتبالیست شدن داشته باشند. آن نسل بعدها وارد جیلیگ شد و سپس راهی اروپا شد. با هر انتقال موفق، کودکان بیشتری باور کردند که بازی در بزرگترین لیگهای جهان هدفی دستیافتنی است و همین چرخه با سرعت بیشتری ادامه پیدا کرد.»او که بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ در اوساکا زندگی کرده، معتقد است بیسبال همچنان محبوبترین ورزش ژاپن است، اما در همان سالها نیز رشد فوتبال کاملاً محسوس بود.به گفته او، آنچه همیشه بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، سطح بالای مهارتهای فنی بازیکنان و همچنین تعهد فوقالعاده کودکان به تمرینات ورزشی بود. بسیاری از آنها عضو باشگاههای ورزشی میشوند و در برخی رشتهها، بهویژه بیسبال، پنج روز در هفته و در تمام طول سال تمرین میکنند.تام بایر، مربی آمریکایی که در سال ۱۹۸۸ دوران بازی خود را در ژاپن به پایان رساند و از آن زمان در توکیو زندگی میکند، یکی از چهرههای تأثیرگذار در فوتبال پایه این کشور به شمار میرود. او در راهاندازی شبکهای از مدارس فوتبال بر پایه روش آموزشی ویل کوور، مربی مشهور هلندی، نقش داشت؛ روشی که بر کنترل توپ، سرعت عمل با پا و مهارتهای تکبهتک تأکید میکرد.به اعتقاد بایر، طرح سال ۱۹۹۲ بستر مناسبی برای موفقیت این پروژهها فراهم کرد. او بعدها به واسطه اجرای یک برنامه محبوب تلویزیونی برای کودکان و همچنین حضور در مجموعه مانگایی با عنوان «تامسان، بیایید فوتبال بازی کنیم» به چهرهای شناختهشده در ژاپن تبدیل شد.فلسفه اصلی او ساده بود؛ فوتبال باید از خانه آغاز شود و کودکان از همان سالهای نخست زندگی با توپ ارتباط برقرار کنند.بایر میگوید: «ژاپن ذاتاً یک کشور فوتبالی نیست. اگر سوار تاکسی شوید، بعید است راننده درباره بازی افسی توکیو صحبت کند. مردم اینجا دائماً درباره فوتبال حرف نمیزنند، اما این ورزش محبوبیت زیادی دارد.»او در ادامه به یکی از مهمترین ویژگیهای فرهنگی ژاپن اشاره میکند: «چیزی که ژاپن را متمایز میکند، پذیرش حجم بالای تمرین است. خانوادهها میپذیرند که فرزند ششسالهشان وارد یک ساختار منظم ورزشی شود و چهار روز در هفته، هر بار سه ساعت و در تمام طول سال تمرین کند.»بایر اضافه میکند: «در بسیاری از کشورها چنین فرهنگی پذیرفته نیست. اینجا بازیکنان از سنین پایین تخصصی کار میکنند و این موضوع به کسانی که زودتر شروع میکنند پاداش میدهد. بهترین دوره برای یادگیری مهارتهای فنی بین دو تا پنج سالگی است. مدارس کوئرور نیز نقش مهمی در این روند داشتند. واتارو اندو و تاکومی مینامینو، دو کاپیتان مصدوم ژاپن، از همین سیستم رشد کردند و بسیاری از بازیکنان فعلی تیم ملی نیز محصول همان ساختار هستند.»او در پایان گفت: «سطح فنی بازیکنان ژاپنی بسیار بالاست. وقتی این تیم حمله میکند، احساس میکنید هر بازیکنی در زمین توانایی گلزنی دارد و میتواند برای حریف خطرساز شود. ژاپن نخستین بار در جام جهانی ۱۹۹۸ حضور یافت و از آن زمان در تمام دورهها حاضر بوده است. فرهنگ ژاپنی بسیار فروتنانه است، اما سه اصل مهم در توسعه فوتبال این کشور نقش داشتهاند؛ نظم، تکرار و تعهد به رسیدن به مهارت کامل.»سه اصلی که شاید خیلی زودتر از آنچه در برنامهریزیهای اولیه پیشبینی شده بود، ژاپن را به رویای فتح جام جهانی نزدیک کردهاند.