
جام جهانی
۷ گل به خودی در شروع جام ثبت شد
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایو اسکور، دو برد اول آمریکا در جام جهانی ۲۰۲۶ یک شباهت عجیب داشت. شروع تند، حمله از کنارهها، فشار روی عرض زمین و بعد یک گل به خودی برای باز کردن قفل بازی.
در برد ۴-۱ آمریکا مقابل پاراگوئه، دامیان بوبادیا توپ را وارد دروازه خودی کرد. چند روز بعد، کمرون برجس همین اتفاق را برای استرالیا تکرار کرد و آمریکا بازی را ۲-۰ برد. نتیجه این شد که آمریکا به اولین تیم تاریخ جام جهانی مردان تبدیل شد که در دو بازی پیاپی از گل به خودی حریف سود میبرد.
شانس؟ کمی، اما همه ماجرا شانس نیست.
گل به خودی در این جام جهانی تبدیل به یکی از جزئیات مهم بازیها شده است. تا اینجای مسابقات، ۷ گل به خودی ثبت شده یعنی ۵ گل به خودی بیشتر از کل جام جهانی ۲۰۲۲. البته این عدد هنوز از یک نمونه کوچک میآید و جام قطر هم فقط با ۳۲ تیم برگزار شد. اما روند بزرگتر چیز دیگری میگوید. گل به خودی در فوتبال سالهای اخیر بیشتر شده است.
برای دیدن این روند، لیگ برتر انگلیس نمونه خوبی است. در ۱۷ فصل اول این لیگ، کمتر از یک گل به خودی در هر هفته ثبت میشد. اما در فصل ۱۰-۲۰۰۹ ناگهان عدد به ۵۳ گل به خودی در ۳۸ هفته رسید. آن فصل هنوز هم قله این آمار است، اما طبق دادههای اوپتا، بعد از آن ۷ فصل دیگر هم بوده که در آنها ۳۸ گل به خودی یا بیشتر ثبت شده است.
شاید بخشی از این افزایش به کیفیت بهتر تصاویر تلویزیونی و زاویههای بیشتر برای بازبینی برگردد. وقتی تصویر دقیقتر است، بعضی گلها به جای مهاجم، به نام مدافع بدشانس نوشته میشود. اما اوپتا میگوید تعریفش از گل به خودی در تمام دوره لیگ برتر ثابت مانده است. پس فقط مسئله دوربین نیست.
نکته عجیبتر اینجاست که مدافعان امروز دیگر آن بازیکنان زمخت قدیمی نیستند که با توپ راحت نباشند. آنها حالا بیشتر از همیشه تکنیکیاند، پاس میدهند و در بازیسازی نقش دارند. اما با همین کیفیت فنی بالاتر، بیشتر از گذشته توپ را وارد دروازه خودی میکنند.
دلیل اصلی در شکل حملهها پنهان است. یک زمانی ارسال از کنارهها بیشتر از حوالی لبه محوطه جریمه انجام میشد. توپ معمولاً قوسدار و به سمت تیر دورتر میرفت. چیزی شبیه ارسالهای دیوید بکام. این مدل ارسالها معمولاً مدافع را در موقعیتی نمیگذاشت که توپ را وارد دروازه خودش کند.
اما فوتبال امروز فرق کرده است. حملهها سریعتر شدهاند. تیمها بیشتر به خط عرضی میرسند و توپ را تند و زمینی از مقابل دروازه رد میکنند. در چنین موقعیتی، مدافع رو به دروازه خودش میدود، مهاجم پشت سرش فشار میآورد و توپ با سرعت از عرض محوطه ۶ قدم رد میشود. یک برخورد کوچک کافی است تا توپ به جای دفع شدن، وارد دروازه شود.
بهترین نمونه این جام، گل تساوی بلژیک مقابل مصر بود. ابتدا به نظر میرسید روملو لوکاکو با اولین لمس توپ بعد از ورودش به زمین گل زده است اما لمس آخر را محمد هانی انجام داد و گل به خودی ثبت شد. این دقیقاً از همان جنس گلهاست. توپ تند از کنار، مدافع رو به دروازه خودش و یک لمس اشتباه در بدترین جای ممکن.
دو گل به خودی به سود آمریکا کمی خامتر و شلختهتر بودند. توپ بوبادیا با زجر از خط دروازه پاراگوئه رد شد. برجس هم احتمالاً باید زودتر پاهایش را جمع میکرد و پیشبینی میکرد توپ به سمت پاهایش شلیک میشود اما اصل داستان عوض نمیشود. آمریکا در هر دو صحنه از کناره حمله کرد، توپ را از عرض محوطه فرستاد و فقط یک لمس ساده لازم بود تا گل ساخته شود.
تیمها شاید مستقیم برای گل به خودی بازی نکنند اما مدافع را مجبور میکنند در بدترین وضعیت ممکن تصمیم بگیرد. با تمام سرعت به سمت دروازه خودش بدود، مهاجم را پشت سرش حس کند و همزمان توپی تند را از مقابل دروازه دفع کند. در چنین شرایطی، گل به خودی دیگر اتفاقی عجیب نیست. حتی برخورد توپ به دروازهبان و ورود آن به دروازه هم حالا بخشی از همین الگو شده است.
البته هر ۷ گل به خودی این جام از یک جنس نیستند. آیمن حسین، مهاجم عراق، در بازی مقابل نروژ قبلتر برای تیم خودش گل زده بود، اما بعداً در یک صحنه بدشانس شد. توپ هوایی به او برخورد کرد و به گل آخر نروژ در برد ۴-۱ تبدیل شد.
آن طرف، گل به خودی محمد مناعی، هافبک قطر، مقابل کانادا از جنس دیگری بود. ضربه او به سمت دروازه خودش بیش از حد عجیب و غیرضروری به نظر میرسید. این دیگر بیشتر شبیه یک اشتباه فردی کامل بود تا نتیجه یک الگوی حمله.
اما گل به خودیهایی که از پاسهای زمینی، کاتبکها و توپهای تند داخل محوطه ۶ قدم میآیند، کاملاً تصادفی نیستند. تا حدی بخشی از برنامهاند. تیمها میدانند اگر توپ را با سرعت از مقابل دروازه رد کنند، مدافع را در وضعیت خطر قرار میدهند. یا مهاجم به توپ میرسد، یا مدافع مجبور میشود ریسک کند.
در عصر امید گل، شاید قدم بعدی همین باشد؛ محاسبه امید گل به خودی. چون بعضی پاسها شاید به نام شوت یا موقعیت مستقیم ثبت نشوند، اما ارزششان واقعی است. توپی که با سرعت از عرض دروازه رد میشود، فقط دنبال مهاجم نمیگردد. دنبال هر برخوردی میگردد که توپ را از خط رد کند.
جام جهانی ۲۰۲۶ فعلاً همین را نشان داده است. گل به خودی دیگر فقط یک حادثه خندهدار یا بدشانسی ساده نیست. گاهی نتیجه مستقیم نوع حمله است. حمله از کناره، توپ تند به محوطه ۶ قدم، مدافع در حال برگشت و یک لمس اشتباه. فوتبال امروز از همین جزئیات گل میسازد.
عکس: رویترز