
جام جهانی
مردی که ۱۷ سال در سایه ایستاد
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایواسکور، گای استفان، مرد شماره دو نیمکت خروسها، حالا پس از ۱۷ سال همکاری بیوقفه با دشان، آماده است تا در حساسترین مقطع، مسئولیت هدایت تیم ملی فرانسه را بر عهده بگیرد.
در روزهای مسابقه تیم ملی فرانسه، یکی از جالبترین بخشهای برنامه دشان و گای استفان، دور از چشم همه اتفاق میافتد. دشان وارد اتاق دستیارش میشود، ماشین اصلاح برقی را برمیدارد و با حوصله سر او را اصلاح میکند؛ مراسمی که از سال ۲۰۱۴ به بخشی جدانشدنی از آیین روز مسابقه تبدیل شده است.
البته این تنها خرافه مشترک این دو نیست. گای استفان در تمام وعدههای غذایی، از صبحانه گرفته تا ناهار و شام، سمت چپ دشان مینشیند. در اتوبوس و هواپیما اما جای او همیشه سمت راست سرمربی است.
استفان با خنده درباره این عادتها میگوید: «همهچیز برای حفظ تعادل است؛ هیچ داستان سیاسیای پشت این ماجرا وجود ندارد!»
مربی اهل منطقه برتانی، در ۱۷ سال گذشته نزدیکترین همکار دیدیه دشان بوده است؛ سه سال در مارسی و ۱۴ سال روی نیمکت تیم ملی فرانسه. آنها در مارسی روزهای سختی را پشت سر گذاشتند؛ باشگاهی که استفان از آن با عنوان «آتشفشانی» یاد میکند.
اما رفاقت و همکاری این دو به سالها قبلتر برمیگردد. در سال ۲۰۰۰، زمانی که دشان کاپیتان تیم ملی فرانسه بود و استفان بهعنوان دستیار روژه لومر فعالیت میکرد، آنها همراه با فرانسه قهرمان رقابتهای جام ملتهای اروپا شدند.
همکاری این دو طی سالهای بعد به یکی از موفقترین شراکتهای فنی فوتبال فرانسه تبدیل شد؛ از فتح لیگ فرانسه با مارسی گرفته تا حضور در سه فینال تورنمنت بزرگ همراه با تیم ملی، که مهمترین آن قهرمانی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه بود. البته شکستهایی مانند حذف غیرمنتظره برابر سوئیس در مرحله یکهشتم نهایی یورو ۲۰۲۰ نیز در این مسیر وجود داشت، اما تعدادشان اندک بود.
استفان در گفتوگو با اتلتیک درباره این سالها میگوید: «مسیر ما همیشه هموار نبوده، اما با وجود چند شکست تلخ، توانستیم کنار هم بمانیم و مسیرمان را ادامه بدهیم.»
رابطه دشان و استفان، که قرار است پس از پایان جام جهانی به همکاریشان روی نیمکت تیم ملی فرانسه خاتمه دهند، حالا به مرحلهای رسیده که دیگر نیازی به صحبت کردن ندارند.
استفان در این باره میگوید: «دیگر همدیگر را کاملاً میشناسیم. کنار زمین یا در تمرین، فقط کافی است به هم نگاه کنیم. اگر لازم باشد چیزی تغییر کند یا اصلاحی انجام شود، همان یک نگاه کافی است؛ انگار همه حرفها را زدهایم. این حاصل ۱۷ سال همکاری است. البته همیشه همنظر نیستیم، بحث میکنیم و نظراتمان را مطرح میکنیم، اما وقتی تصمیم نهایی گرفته شد، همه با همان تصمیم پیش میرویم.»
جمعه و در دیدار فرانسه مقابل نروژ در ورزشگاه ژیلت بوستون، گای استفان پس از سالها حضور در سایه، برای نخستین بار در یک تورنمنت بزرگ روی نیمکت خروسها نقش اول را بر عهده خواهد داشت. البته همان هماهنگی کمنظیر میان او و دیدیه دشان باعث شده سرمربی فرانسه، حتی از کیلومترها دورتر، خیال آسودهای از بابت هدایت تیم داشته باشد.
دشان در پی درگذشت مادرش، این هفته اردوی تیم ملی را ترک کرد تا در کنار خانوادهاش در فرانسه باشد. به همین دلیل، مسئولیت هدایت تیم در آخرین دیدار مرحله گروهی برابر نروژ به گای استفان سپرده شده است. او پیش از این نیز یک بار در غیاب دشان، پس از درگذشت پدر سرمربی فرانسه در ژوئن ۲۰۲۲، هدایت تیم را در دیدار مقابل دانمارک بر عهده داشت، اما این نخستین تجربه او بهعنوان سرمربی موقت فرانسه در یک رقابت بزرگ بینالمللی است.
استفان که اکنون ۶۹ سال دارد، احتمالاً باتجربهترین مربی حاضر در جام جهانی از نظر حضور در تورنمنتهای ملی است. او اکنون چهارمین جام جهانی خود را در کنار دشان پشت سر میگذارد، اما سابقه حضورش در این سطح به سالها قبل بازمیگردد. استفان در یورو ۲۰۰۰ نیز دستیار روژه لومر بود و همراه فرانسه به قهرمانی رسید. او پس از جام جهانی ۲۰۰۲ از کادر فنی جدا شد و بعدها نیز مدتی بهعنوان مربی در تیم ملی سنگال فعالیت کرد تا مجموع حضورهایش در رقابتهای بزرگ به عدد قابل توجه ۱۰ تورنمنت برسد.
استفان درباره نخستین همکاریاش با دشان میگوید رابطه آنها در یورو ۲۰۰۰ صرفاً یک ارتباط معمول میان مربی و بازیکن بود، اما سال ۲۰۰۷ بار دیگر مسیرشان به هم رسید؛ زمانی که هر دو بهعنوان کارشناس تلویزیونی فعالیت میکردند. همانجا بود که دشان پیشنهاد همکاری داد.
او با لبخند آن روزها را به یاد میآورد: «فوراً قبول کردم. سال ۲۰۰۸ صحبت کوتاهی درباره حضور در لیورپول مطرح شد، اما به نتیجه نرسید. بعد از آن، در ژوئن ۲۰۰۹ همراه دشان راهی مارسی شدیم و همهچیز از همانجا شکل گرفت.»
استفان تأکید میکند جام جهانی جاری آخرین تورنمنت مشترک او و دشان خواهد بود و پس از آن، زینالدین زیدان هدایت تیم ملی فرانسه را بر عهده خواهد گرفت.
او درباره پایان دوران دشان میگوید: «فکر میکنم مردم بعدها بیشتر قدر دیدیه را خواهند دانست. این حرف به معنای انتقاد از سرمربی بعدی نیست، اما وقتی به عقب نگاه کنند، متوجه میشوند طی این ۱۴ سال چه دستاوردهای بزرگی رقم خورده است. البته مردم تغییر را دوست دارند و رسانهها هم همیشه دنبال داستانهای تازه هستند. این بخشی از فوتبال و زندگی است.»
مسیر استفان برای تبدیل شدن به یک مربی، برخلاف بسیاری از همکارانش، کاملاً متفاوت بود. پدرش که مکانیک بود، اعتقاد داشت فوتبال نمیتواند یک شغل واقعی باشد. هرچند معلم ورزش دوران دبیرستانش، کلود پرار، استعداد او را تشویق میکرد، اما به اصرار خانواده وارد دوره تربیت معلم شد.
او امروز هیچ حسرتی بابت آن تصمیم ندارد و میگوید: «اگر قبل از ادامه تحصیل فوتبالیست حرفهای میشدم، شاید مسیر زندگیام فرق میکرد، اما الزاماً بهتر یا بدتر نمیشد.»
استفان خودش را «بازیکنی خوب، اما نه در حد ستاره» توصیف میکند؛ با این حال، سابقه بازی در تیمهای پایه فرانسه را هم در کارنامه دارد.
او بین ۱۹ تا ۲۳ سالگی، روزهای هفته را در شهر دینار به تحصیل برای معلم شدن میگذراند و آخر هفتهها حدود یک ساعت و نیم رانندگی میکرد تا برای گنگان، تیم حاضر در دسته دوم فرانسه، به میدان برود. در همان دوران رابطه نزدیکی با نوئل لوگرائه، رئیس وقت باشگاه، برقرار کرد؛ مدیری که بعدها ۱۲ سال ریاست فدراسیون فوتبال فرانسه را بر عهده گرفت.
استفان مدرک معلمی ورزش را دریافت کرد، اما هرگز وارد کلاس درس نشد. او در سال ۱۹۸۰ و در ۲۳ سالگی بهعنوان بازیکن حرفهای به رن پیوست؛ باشگاهی که امروز پسر بزرگش، ژولین استفان، هدایت آن را بر عهده دارد. پس از آن نیز برای لوهاور، اورلئان و کان به میدان رفت.
اما در ۲۴ جولای ۱۹۸۶، زندگی او بهطور کامل تغییر کرد. استفان پس از پایان تمرینات کان، هنگام بازگشت به خانه دچار سانحه رانندگی شد. او از ناحیه فک، پا و آرنج دچار شکستگی شد و شدت ضربه به سرش به حدی بود که مدتی در کما قرار گرفت.
او درباره آن دوران سخت میگوید: «آن حادثه به من یاد داد که همیشه باید دوباره از جا بلند شد. در آن لحظه همهچیز سخت است؛ هم برای خودت و هم برای اطرافیانت. اما باید به خودت بگویی دوباره برمیگردم.»
پس از چند ماه توانبخشی و فیزیوتراپی، دوباره به تمرینات بازگشت، اما خیلی زود فهمید که دیگر نمیتواند مانند گذشته فوتبال بازی کند. به همین دلیل، در ۲۹ سالگی تصمیم گرفت کفشهایش را برای همیشه آویزان کند.
البته این پایان داستان او در فوتبال نبود. علاقه همیشگیاش به آموزش، حالا در قالب مربیگری ادامه پیدا کرد. دانشی که در رشتههای روانشناسی، فیزیولوژی و روشهای آموزشی طی دوران تربیت معلم به دست آورده بود، کمک کرد تا مدارک مربیگری را دریافت کند و بهعنوان دستیار پیر مانکوفسکی روی نیمکت تیم کان بنشیند.
استفان معتقد است حرفه مربیگری در طول این سالها تغییرات زیادی کرده است. به گفته او، زمانی که کارش را در دهه ۱۹۸۰ آغاز کرد، بیشتر مربیان با شیوهای سختگیرانه و اقتدارگرایانه تیمهایشان را اداره میکردند، اما فوتبال امروز دیگر چنین رویکردی را نمیپذیرد و مربیان هم ناچار شدهاند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
او همچنین از دیدیه دشان در برابر انتقادهایی که سبک بازی تیمهایش را بیش از حد نتیجهگرا میدانند، دفاع میکند. از نگاه استفان، دشان برخلاف تصور برخی، یک مربی «سنتی و قدیمی» نیست. او با وجود قهرمانی در جام جهانی، جام ملتهای اروپا و سه عنوان لیگ قهرمانان اروپا در دوران حرفهای، کمتر به گذشته تکیه میکند و همواره تصمیمهایش را بر اساس واقعیتهای امروز فوتبال میگیرد.
استفان در توصیف دشان میگوید او چیزی فراتر از یک مربی معمولی در اختیار دارد. به اعتقاد دستیار باسابقه تیم ملی فرانسه، در فوتبال امروز مهمترین وظیفه یک سرمربی این است که نبض رختکن را در اختیار داشته باشد و بداند با نسلهای مختلف بازیکنان چگونه ارتباط برقرار کند.
او در این باره میگوید: «باید همیشه در جریان اتفاقاتی باشید که اطراف تیم رخ میدهد. بازیکنان نسلهای متفاوتی دارند و لازم است با آنها زیاد صحبت کنید و اجازه دهید نظراتشان را بیان کنند.»
استفان ادامه میدهد: «دیدیه در این زمینه فوقالعاده است. او در گفتوگوهای دونفره با بازیکنان مهارت ویژهای دارد و برای این موضوع زمان و انرژی زیادی صرف میکند. مربیگری امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت روابط انسانی و بیرون کشیدن بهترین عملکرد از بازیکنان وابسته است. او در این سالها تغییر کرده و حالا نسبت به گذشته ارتباط صمیمانهتری با بازیکنان دارد.»
با این حال، اگر دشان به بازیکنان نزدیک است، بدون تردید نزدیکترین فرد به او گای استفان است؛ همکاری که طی ۱۷ سال گذشته تقریباً در تمام لحظات کنار سرمربی فرانسه حضور داشته است.
استفان تعریف میکند که هنگام انجام یک مصاحبه، دشان برای لحظاتی وارد اتاق شد؛ دو همکار قدیمی مطابق رسم فرانسوی یکدیگر را در آغوش گرفتند و دشان با شوخی، استفانی را که در پاییز ۷۰ ساله میشود، «جوانک» خطاب کرد.
استفان با خنده میگوید: «در اردوها بیشتر از همسرانمان با یکدیگر وقت میگذرانیم. نگاه مشترکی به فوتبال داریم، هرچند گاهی اختلافنظرهایی هم وجود دارد. درباره همه چیز صحبت میکنیم، اما وقتی تصمیمی گرفته شود، دیگر همان تصمیم اجرا خواهد شد.»
او همچنین به اهمیت حفظ اتحاد درون تیم اشاره میکند و میگوید: «نباید کوچکترین شکاف یا اختلافی در گروه ایجاد شود، چون همین مسائل میتواند برای تیم دردسرساز شود. اگر مشکلی به وجود بیاید، باید هرچه سریعتر آن را برطرف کنیم. البته همیشه چنین اتفاقاتی رخ میدهد.» سپس با لبخند خطاب به خبرنگار اضافه میکند: «البته رسانهها هم در این زمینه خیلی قدرتمند هستند!»
استفان از تغییر نسل در تیم ملی فرانسه نیز به عنوان یک اتفاق مثبت یاد میکند و آن را «تزریق اکسیژن تازه» به تیم مینامد. به گفته او، نسل هوگو لوریس، رافائل واران، پل پوگبا و اولیویه ژیرو جای خود را به گروهی جوانتر داده که ستارههایی مانند کیلیان امباپه، مایکل اولیسه، عثمان دمبله، دزیره دوئه، بردلی بارکولا و رایان چرکی محور آن هستند.
او البته تأکید میکند که صرف داشتن ستارههای بزرگ برای موفقیت کافی نیست و میگوید: «برای موفقیت به دو عامل نیاز دارید؛ کیفیت فردی و کیفیت تیمی. از نگاه یک مربی، آنچه باعث تداوم موفقیت میشود، کیفیت تیمی است، اما این استعدادهای فردی هستند که مسابقات را برای شما میبرند.»
استفان در ادامه به یکی از مهمترین وظایف کادر فنی اشاره میکند: «بخش مهمی از کار ما، ارزیابی بازیکنان است؛ اینکه بتوانیم تشخیص دهیم چه زمانی یک بازیکن از نظر تکنیک، هوش فوتبالی و توانایی بدنی به سطح نخبگان رسیده است. گاهی در رسانهها میشنویم که میگویند فلان بازیکن باید به تیم ملی دعوت شود. قصد نام بردن از کسی را ندارم، اما واقعیت این است که بسیاری از مردم از سطح واقعی تواناییهایی که برای حضور در بالاترین سطح فوتبال لازم است، اطلاع دقیقی ندارند.»
او در پایان به تغییرات گسترده در ساختار کادر فنی تیمهای ملی اشاره میکند و میگوید زمانی که کار مربیگری را آغاز کرده بود، تقریباً همه مسئولیتها بر عهده سرمربی و دستیارانش بود؛ از تمرین دادن دروازهبانها گرفته تا آمادهسازی بدنی بازیکنان.
اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. استفان برنامه روزانه تمرینات را طراحی و روی تخته مخصوص کادرفنی ثبت میکند، اما در کنار او نزدیک به ۲۰ متخصص دیگر، از سرآشپز تیم گرفته تا کارشناسان داده و آنالیز عملکرد، در آمادهسازی تیم ملی فرانسه نقش دارند. این همکاری گسترده، بخشی از ساختار مدرنی است که طی سالهای اخیر در تیم ملی فرانسه شکل گرفته است.
با وجود تغییراتی که طی سالهای اخیر در ساختار کادرهای فنی تیمهای ملی ایجاد شده، دشان همچنان ترجیح میدهد با حلقهای کوچک اما کاملاً مورد اعتماد کار کند؛ گروهی متشکل از گای استفان، فرانک راویو مربی دروازهبانها و سیریل موئن، مربی بدنساز تیم.
استفان میگوید دشان همیشه از اعضای این گروه به عنوان «بنزین ذهن» خود یاد میکند؛ افرادی که در تصمیمگیریهای فنی کنار او هستند و در عین حال، هر کدام مسئولیت بخشی از تیم را بر عهده دارند؛ از مسائل پزشکی گرفته تا امور رسانهای.
یکی از دشوارترین وظایف هر سرمربی، مدیریت بازیکنانی است که فرصت چندانی برای بازی پیدا نمیکنند؛ چالشی که پس از افزایش تعداد نفرات تیمها از ۲۳ به ۲۶ بازیکن، پیچیدهتر نیز شده است.
استفان در این باره میگوید: «برای بازیکنی که روزی قهرمان جهان بوده، پذیرفتن نقش ذخیره اصلاً آسان نیست. البته همیشه استثناهایی وجود دارند.»
او سپس از انگولو کانته، هافبک ۳۵ ساله فرانسه، به عنوان نمونهای کمنظیر یاد میکند و میگوید: «کانته یک انسان فوقالعاده و یک حرفهای واقعی است. وقتی بازی میکند، بهترین عملکردش را ارائه میدهد و اگر روی نیمکت هم بنشیند، کوچکترین مشکلی ایجاد نمیکند. واقعاً بازیکنانی با چنین ذهنیتی بسیار کم هستند.»
اما وظیفه استفان تنها به طراحی تمرینات یا مسائل فنی محدود نمیشود. خودش نقش اصلیاش را «روغنکاری چرخدندههای تیم» توصیف میکند؛ نقشی که بخش مهمی از آن، مدیریت روحیه بازیکنان است.
او توضیح میدهد: «از برنامههای سرمربی برای مسابقه بعدی اطلاع دارم و میتوانم حدس بزنم چه بازیکنانی ممکن است تحت تأثیر تصمیمات قرار بگیرند. وقتی در راهرو یا هنگام صرف غذا با یکی از آنها روبهرو میشوم، درباره حال خودش یا خانوادهاش سؤال میکنم تا گفتوگویی شکل بگیرد.»
استفان ادامه میدهد: «از رفتار بازیکنان متوجه میشوم که حال روحیشان چگونه است؛ اینکه سرحال هستند یا نه، لبخند میزنند یا در فکر فرو رفتهاند. البته لازم نیست همه چیز را به سرمربی منتقل کنم، چون اعتماد بازیکنان برایم اهمیت زیادی دارد. در تمرینات هم تلاش میکنم تا حد ممکن آنها را درگیر کار نگه دارم.»
به باور او، همین ارتباطهای کوچک و روزمره است که در طول یک تورنمنت طولانی، فضای تیم را سالم و پایدار نگه میدارد؛ عاملی که برای رسیدن به مراحل پایانی جام جهانی، نقشی تعیینکننده دارد.
وقتی از استفان میپرسند یک مربی قهرمان جهان باید چه ویژگیهایی داشته باشد، بدون لحظهای تردید پاسخ میدهد: «باید تواناییهای تکتک افراد را تشخیص دهد، بتواند همه را کنار هم نگه دارد، روانشناس خوبی باشد، از نظر تاکتیکی تصمیمهای درست بگیرد و در نهایت، مسئولیت همه نتایج، چه خوب و چه بد، را بپذیرد.»
با این حال، اگر قرار باشد تنها یک ویژگی دشان را دلیل موفقیت او بداند، پاسخ استفان آرامش مثالزدنی سرمربی فرانسه است.
او میگوید: «دشان آرامش را به کل تیم منتقل میکند. کاملاً روی مسابقه متمرکز است، اما هیچوقت دچار اضطراب نمیشود. بسیاری از بازیها در نیمه دوم یا با تعویضها تعیین تکلیف میشوند و ما در طول مسابقه و بعد از آن دائماً با هم صحبت میکنیم. گاهی روی نیمکت نظر مرا میپرسد و طبیعی است که همه ما برای گرفتن نتیجه تحت فشار باشیم، اما او هیچوقت فردی مضطرب نیست. فکر میکنم همین ویژگی یکی از مهمترین رازهای موفقیتش باشد.»
استفان در پایان، با لبخند از رفاقت دیرینهاش با دشان میگوید: «من ۱۲ سال از دیدیه بزرگترم، پس باید به من احترام بگذارد؛ البته این را با شوخی میگویم. سالهاست رشد او را از نزدیک دیدهام. او از همان ابتدا مربی بسیار خوبی بود، اما در تمام این سالها باز هم پیشرفت کرده و هر روز بهتر شده است.»
شاید پس از پایان جام جهانی، با حضور زینالدین زیدان روی نیمکت فرانسه، یکی از موفقترین همکاریهای تاریخ فوتبال این کشور به پایان برسد؛ همکاری ۱۷ سالهای که دشان و گای استفان را به یکی از ماندگارترین زوجهای مربیگری فوتبال اروپا تبدیل کرد.