
جام جهانی
کنترل نیمه اول و ضربه در نیمه دوم
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایو اسکور، فرانسه عراق را فقط با دبل کیلیان امباپه نبرد. این بازی اول با صبر دشان جلو رفت، بعد با سمت راست فرانسه شکست. عراق مرکز را بست، فرانسه عرض داد. عراق عقب نشست، فرانسه فولبکها را جلو آورد. عراق میخواست زنده بماند اما نیمه دوم دیگر نفسش برید.
فرانسه در فیلادلفیا و مقابل ۶۸,۳۲۴ تماشاگر، عراق را ۳-۰ برد و با دومین پیروزی پیاپی در گروه آی به مرحله یکشانزدهم نهایی رسید. امباپه در صدمین بازی ملیاش دو بار گل زد. عثمان دمبله هم اولین گلش در یک تورنمنت بزرگ را زد. اما پشت این سه گل، فقط کیفیت فردی نبود. یک نقشه روشن بود.
عراق با ۴-۱-۴-۱ آمد. هدفش ساده بود. مرکز را ببندد، جلوی پاسهای عمقی فرانسه را بگیرد و بازی را به کنارهها ببرد. نیمه اول هم تا حدی همین کار را کرد. فرانسه ۵۸ درصد مالکیت داشت اما گل مورد انتظارش فقط ۰.۲۴ بود. عراق هم با ۰.۱۶ خیلی خطرناک نبود، اما حداقل اجازه نداده بود فرانسه هر وقت خواست از وسط رد شود.
دشان عجله نکرد. فرانسه توپ را از یک سمت به سمت دیگر برد. نه برای مالکیت خشک و خالی. برای اینکه عراق را از شکل خودش بیرون بکشد. کونه و ربیو پایین میماندند. اولیسه، دمبله و امباپه گاهی عقبتر از خط میانی عراق توپ میگرفتند. همین رفتوآمدها قرار بود هافبکهای عراق را جلو بکشد و پشت سرشان مسیر بسازد.
در مالکیت، شکل فرانسه بیشتر به ۲-۴-۴ نزدیک بود. سالیبا و اوپامکانو عقب میماندند. فولبکها و دو هافبک، پایه دوم را میساختند. چهار نفر جلوتر هم بین خطوط و در کنارهها حرکت میکردند. این یعنی فرانسه هم عرض داشت، هم پشت حملهاش را رها نمیکرد.
فولبکها اینجا مهم بودند. شروع حرکتشان پایینتر بود و همین به فرانسه عرض دوگانه میداد. اول وینگرها را در یک در مقابل یک صاحب توپ میکردند، بعد خودشان با اضافه شدن از بیرون یا داخل، موقعیت دو به دو میساختند. اگر لوکا دینیه جلو میرفت، ژول کونده داخلتر میآمد. اگر کونده بالا میرفت، دینیه مراقب پایه عقب بود. این همان دفاع پشت حمله بود که اجازه نداد عراق راحت از زیر فشار خارج شود.
این بخش برای فرانسه حیاتی بود. عراق فقط یک مهاجم جلو داشت و سالیبا و اوپامکانو مقابل او برتری دو به یک ساختند. هر توپ بلندی که عراق میزد، فرانسه دوباره آن را جمع میکرد. هر بار هم که فولبکها جلو میرفتند، یکی از آنها داخل میآمد تا پایه ۲-۳ ساخته شود. یعنی فرانسه حمله میکرد اما پشت سر خودش را خالی نمیگذاشت.
عددها همین را نشان میدهند. فرانسه در پایان بازی ۵۶ درصد مالکیت داشت، ۶۰۲ پاس داد و ۵۳۹ پاس را سالم رساند. اما مسئله فقط مالکیت نبود. ورود به یکسوم پایانی ۸۹ به ۳۱ به سود فرانسه شد. لمس توپ در محوطه هم ۴۲ به ۷ بود. این یعنی بازی بیشتر در زمین عراق زندگی کرد. نه فقط در زمین بلکه در محوطهاش.
نیمه اول آرام بود اما گل زودهنگام فرانسه مسیر بازی را عوض کرد. دقیقه ۱۴، امباپه با میشل اولیسه یک و دو کرد و بعد با ضربهای دقیق توپ را به دروازه رساند. احمد باسل نوک انگشتانش را به توپ رساند اما نتوانست آن را بیرون بکشد. این گل برای فرانسه مهم بود چون عراق را مجبور کرد کمی از حالت امن خودش بیرون بیاید.
بعد از آن عراق ضربه بدی خورد. ایمن حسین، کاپیتانش، دقیقه ۲۶ مصدوم شد و علی الحمادی به زمین آمد. الحمادی کمی انرژی آورد. یک ضربه سرش هم از کنار دروازه رفت اما عراق هنوز در منطقه آخر مشکل داشت. جلو میرفت اما به ضربه درست نمیرسید.
بین دو نیمه، بازی به خاطر رعد و برق ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه خوابید. اما وقتی دو تیم برگشتند، فرانسه تندتر برگشت. نیمه اول فرانسه حریف را اندازه گرفته بود. نیمه دوم شروع کرد به باز کردنش.
گل دوم از اشتباه عراق آمد اما فقط اشتباه عراق نبود. نتیجه فشاری بود که فرانسه ساخته بود. دقیقه ۵۴، زید تحسین از کنار دروازه کوتاه شروع کرد و توپ بدی به احمد باسل داد. لمس بد دروازهبان عراق توپ را زنده گذاشت. دمبله سریع رسید و به جای اینکه خودش بزند، توپ را برای امباپه گذاشت. امباپه هم دروازه خالی را باز کرد.
این گل کل بازی را باز کرد. عراق مجبور شد کمی بیشتر بیرون بیاید و فرانسه همان چیزی را خواست که دنبالش بود. فضای بیشتر برای اولیسه، دمبله و امباپه. از اینجا به بعد سمت راست فرانسه جدیتر شد.
اولیسه مهره کلیدی این بخش بود. او از مرکز شروع میکرد، اما به راست میرفت، عقب میآمد و دوباره بین خطوط توپ میگرفت. دمبله هم در سمت راست عرض میداد و مدافع را درگیر میکرد. وقتی اولیسه داخل میآمد، دمبله عرض را نگه میداشت. وقتی دمبله به داخل میزد، اولیسه مسیر پاس را باز میکرد. عراق باید هم کناره را میبست، هم نیمفضا را و معمولا یکی از این دو جا باز میماند.
اولیسه ۲ پاس گل داد، یک بار تیر دروازه را زد، ۳ پاس کلیدی داشت و گل مورد انتظار پاسش ۰.۴۳ بود. او ۶ دوئل هم برد و امتیاز ۸.۷ از فایو اسکور گرفت. اینها عددهای تزئینی نیستند. یعنی اولیسه فقط پاس آخر نداد. ریتم حمله را ساخت. عراق را از مرکز بیرون کشید و بعد توپ را به جایی رساند که ضربه میآمد.
دمبله هم بهترین استفاده را کرد. او در ۶۸ دقیقه، یک گل و یک پاس گل داشت، ۳ پاس کلیدی داد، ۴ شوت زد و گل مورد انتظار پاسش به ۰.۴۸ رسید. ۲۶ حمل توپ هم ثبت کرد. امتیاز ۸.۷ از فایو اسکور برای همین است. دمبله فقط سرعت نداشت. تصمیم درست هم داشت.
گل سوم دقیقا از همین رابطه آمد. اولیسه در منطقه مرکزی توپ گرفت و با بیرون پا دمبله را پیدا کرد. دمبله توپ را با پای عقب گرفت، در مسیر حرکت خودش انداخت و با ضربه دوم، آن را از زیر دست باسل به دروازه فرستاد. قبل از این صحنه هم یک بار کنار دروازه را زده بود و یک ضربه کاتدارش را باسل گرفته بود. یعنی گلش ناگهانی نبود. دمبله در میزد و بالاخره در باز شد.
این گل برای خودش هم مهم بود. دمبله در بیستمین بازیاش در تورنمنتهای بزرگ، بالاخره اولین گلش را زد. ۱۳ تا از این بازیها در جام جهانی بوده است. برای بازیکنی با این کیفیت، این انتظار زیادی طول کشیده بود ولی مقابل عراق تمام شد.
امباپه اما دوباره تیتر اصلی را گرفت. صدمین بازی ملی، دو گل و رسیدن به ۱۶ گل در جام جهانی. او حالا با میروسلاو کلوزه برابر شده و فقط ۲ گل با لیونل مسی ۱۸ گله فاصله دارد. همان روزی که مسی صدر تاریخ را گرفت، امباپه هم جواب داد. نه کامل اما جدی.
صدمین بازی ملی امباپه هم خودش رکورد داشت. او دهمین بازیکن تاریخ تیم مردان فرانسه شد که به ۱۰۰ بازی ملی میرسد و جوانترین بازیکن این فهرست است. سنش ۲۷ سال و ۱۸۴ روز است. این یعنی عددهایی که برای خیلیها پایان مسیر است برای امباپه هنوز میانه داستان است.
گل اولش هم فقط یک گل قشنگ نبود. دو گل از ۳ گل اخیر امباپه در جام جهانی از بیرون محوطه آمده، در حالی که فقط یکی از ۱۳ گل اولش از بیرون محوطه بود. این تغییر مهم است. امباپه دیگر فقط مهاجمی نیست که پشت دفاع فرار کند. اگر عقب بایستی و عمق را ببندی، از جلوی محوطه میزند. عراق همین را دید.
او حتی میتوانست هتتریک کند. نیمه اول بعد از پاس اشتباه زید اسماعیل، از نزدیکی مرکز زمین در نیمه عراق ضربهای بلند زد که بالای دروازه رفت. آخر بازی هم یک فرصت دیگر داشت و ضربهاش بیرون رفت. هتتریک نیامد اما پیام روشن بود. امباپه در این جام دوباره روی موج گلزنی است.
با این دبل، امباپه چهارمین بازیکنی شد که در حداقل ۳ بازی پیاپی جام جهانی، ۲ گل یا بیشتر میزند. قبل از او شاندور کوچیش در ۱۹۵۴ با ۴ بازی پیاپی، گیرمو استابیله در ۱۹۳۰ و لیونل مسی در ۲۰۲۶ به این رکورد رسیده بودند. این یعنی امباپه فقط لحظهای نمیزند. وقتی راه میافتد، چند بازی پشت هم دفاعها را میسوزاند.
اما اگر فرانسه توانست اینقدر جلو بماند، دلیلش فقط حمله نبود. خط دفاعش هم بازی را تمیز نگه داشت. اوپامکانو ۷۵ پاس سالم از ۷۸ پاس داد، ۸ بار توپ را پس گرفت و ۲ قطع توپ داشت. حتی یک موقعیت بزرگ ساخت و گل مورد انتظار پاسش ۰.۳۲۵ شد. امتیاز ۸.۱ از فایو اسکور برای یک مدافع میانی، یعنی او فقط دفاع نکرد. بازی را از عقب جلو برد.
سالیبا هم ۶۱ پاس سالم داد و ۳ دفع توپ داشت. کنده ۳۶ پاس از ۴۱ پاسش را سالم رساند و قبل از خروج در دقیقه ۸۳، یک پاس کلیدی داد. لوکا دین هم با ۶ ارسال نشان داد فرانسه از سمت چپ هم عرض میسازد، حتی اگر سمت راست خطرناکتر بود. مهمتر از همه، فرانسه حتی یک شوت در چارچوب نداد. مایک مینیان عملا کاری برای انجام دادن نداشت.
عراق باخت، اما کاملا فرو نپاشید. اکام هاشم ۶۸ پاس سالم از ۷۱ پاس داد، ۹ دفع توپ داشت و یک تکل بهعنوان آخرین مدافع زد. امتیاز ۶.۸ از فایو اسکور گرفت. زیدان اقبال هم با ۶۶ پاس سالم از ۷۱ پاس و ۵ بازپسگیری، تلاش کرد مرکز عراق را سرپا نگه دارد.
مارکو فرجی هم بعد از ورودش کمی جان داد. از فقط ۲ ارسال، یک پاس کلیدی ساخت و گل مورد انتظار پاسش ۰.۳۲ بود. او هم امتیاز ۶.۸ گرفت. مشکل عراق این نبود که هیچ چیز نداشت. مشکل این بود که آن چیزها به اندازه کافی به محوطه فرانسه نمیرسیدند.
عراق در کل بازی ۴ شوت زد، هیچ شوتی در چارچوب نداشت و فقط ۷ لمس توپ در محوطه فرانسه ثبت کرد. علی الحمادی از ۳ تلاش به گل مورد انتظار ۰.۵۴ رسید. بهترین فرصتهای عراق برای او بود اما هیچکدام گل نشد. مقابل فرانسه، همین چند فرصت محدود باید گل شود. نشود، بازی از دست میرود.
احمد باسل هم شب سختی داشت. چند واکنش داشت اما اشتباه منجر به گل هم ثبت کرد. امتیاز ۵.۸ و عدد منفی ۰.۷۸۷ در گلهای جلوگیریشده نشان میدهد هم زیر فشار بود، هم در لحظه بد ضربه خورد. دروازهبان عراق تنها مقصر نبود اما روی گل دوم نقش مستقیم داشت.
آمار کلی هم مسیر بازی را کامل میکند. فرانسه ۱۹ شوت زد و عراق فقط ۴ شوت. شوت در چارچوب ۵ به صفر شد. فرانسه ۶ موقعیت بزرگ ساخت و گل مورد انتظارش به ۲.۴۹ رسید. ۱۲ شوت از ۱۹ شوت فرانسه از داخل محوطه بود. این یعنی فرانسه فقط از دور شلیک نکرد. آنقدر عراق را عقب برد تا ضربهها از جای خطرناکتر بیایند.
عراق ۲۶ دفع توپ، ۱۸ تکل و ۱۱ قطع توپ داشت. این یعنی جنگید اما وقتی این همه عدد دفاعی داری، معمولا یعنی زیادی عقب بودهای. دفاع عراق زحمت کشید، ولی فرانسه دوباره و دوباره برگشت. فشار مداوم، بالاخره دیوار را ترک داد.
برای عراق، حالا بازی آخر مقابل سنگال حکم زنده ماندن دارد. اگر میخواهد شانسی برای صعود به عنوان یکی از تیمهای سوم برتر داشته باشد، باید ببرد. اما مشکل فقط نتیجه نیست. عراق خودش هم به خودش ضربه زده است. فقط تونس با ۵ اشتباه منجر به گل، بیشتر از عراق اشتباه کرده و عراق با ۳ اشتباه در رده بعدی است.
فرانسه در این بازی خیلی چیزها را نشان داد. با ۲-۴-۴ مالکیت ساخت. با فولبکها عرض داد. با اولیسه و دمبله سمت راست را باز کرد. با دفاع پشت حمله ضدحمله عراق را کشت. با امباپه هم ضربه آخر را زد. این برد از آن بردهایی بود که نتیجهاش ساده به نظر میرسد، اما مسیرش فنی بود.
عراق ایستاد اما راه خروج نداشت. فرانسه صبر کرد، بعد سرعت داد و بعد تمام کرد. امباپه در تعقیب مسی ماند، دمبله طلسمش را شکست و اولیسه دوباره نشان داد چرا پشت مهاجم فرانسه، فقط یک پاسور ساده نیست.
عکس: رویترز