
جام جهانی
یامال روشن کرد، اویارزابال سوزاند
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایو اسکور، اسپانیا بعد از توقف عجیب مقابل کیپورد، به یک جواب احتیاج داشت. نه فقط نتیجه بلکه یک جواب فوتبالی. باید نشان میداد آن مالکیت سنگین در بازی اول، فقط چرخاندن توپ برای آرام کردن بازی نیست. باید زود ضربه میزد و مقابل عربستان همین کار را کرد.
برد ۴-۰ در آتلانتا برای اسپانیا فقط یک برد پرگل نبود. یک اصلاح کامل بود. تیم لوئیس دلافوئنته در بازی اول توپ داشت اما ریتم حمله نداشت. مالکیت داشت اما عمق نداشت. اطراف محوطه میچرخید اما داخل محوطه را نمیشکافت. این بار همان مالکیت، تیزتر شد. توپ فقط بین مدافعان و هافبکها نچرخید. توپ وارد یکسوم پایانی شد، به کنارهها رفت، به تیر دوم رسید و عربستان را خیلی زود از بازی بیرون کرد.
تغییر اصلی از سمت راست آمد. لامین یامال برای اولین بار در جام جهانی از ابتدا بازی کرد و حضورش فقط یک تغییر اسمی در ترکیب نبود. او به اسپانیا همان چیزی را داد که در بازی با کیپورد کم داشت. یک بازیکن که مدافع را مجبور کند عقب برود. یک بازیکن که با اولین لمس، جهت حمله را عوض کند. یک بازیکن که مالکیت را از حالت امن و کند، به تهدید واقعی تبدیل کند.
اسپانیا از همان شروع نشان داد نمیخواهد دوباره گرفتار همان ریتم قبلی شود. یامال در همان دقیقههای اول وارد محوطه عربستان شد، شوت زد، مدافع را به عقب برد و به بازی عرض داد. این عرض برای اسپانیا مهم بود، چون عربستان با آرایش ۵-۴-۱ آمده بود تا مرکز زمین را ببندد و مسیر پاسهای عمقی را از بین ببرد. اما وقتی یامال سمت راست را باز کرد، خط دفاع عربستان مجبور شد کش بیاید. همین کش آمدن، فضا را در سمت مقابل ساخت.
گل اول دقیقا از همین جنس بود. دقیقه ۱۰، میکل اویارزابال از سمت چپ توپ را به تیر دوم فرستاد و یامال همان جایی رسید که باید میرسید. نه زودتر، نه دیرتر. یک لمس کافی بود تا اسپانیا جلو بیفتد. این گل از بیرون ساده دیده میشد اما از نظر تاکتیکی مهم بود. چون عربستان را از برنامه اولیهاش جدا کرد. تیمی که آمده بود بازی را ببندد، خیلی زود مجبور شد دنبال توپ و نتیجه بدود.
بعد از گل اول، اسپانیا دیگر عجله کور نداشت. توپ را چرخاند اما سرعت حمله را نگه داشت. تفاوت همینجا بود. مالکیت اسپانیا خشک و خالی نبود. هر پاس قرار بود یک خط را جابهجا کند. هر جابهجایی قرار بود یک مدافع عربستان را از جای خود بیرون بکشد. عربستان هم هرچه عقبتر رفت، فضای بیشتری جلوی خط دفاعش ساخت.
اویارزابال از همین فضا استفاده کرد. او بعد از بازی مقابل کیپورد زیر فشار رفته بود چون در ۳۰ دقیقه اول حتی توپ را لمس نکرده بود. برای یک مهاجم در تیمی مثل اسپانیا، این فقط یک عدد بد نیست این یعنی تیم نمیتواند او را وارد بازی کند. یعنی مهاجم از جریان بازی جدا شده. اما مقابل عربستان، اویارزابال از همان ابتدا وسط ماجرا بود. پاس گل داد، در محوطه حاضر بود و بعد خودش بازی را بست.
دقیقه ۲۱، عربستان نتوانست ضربه کرنر را درست دفع کند. دنی اولمو ضربه زد، آیمریک لاپورت روی توپ اثر گذاشت و اویارزابال در لحظهای که سعود عبدالحمید جا ماند، صاحب توپ شد. یک کنترل، یک ضربه دقیق و گل دوم. این گل فقط به خاطر کیفیت تمامکنندگی نبود. به خاطر جایگیری بود. اویارزابال بین مدافعان عربستان همان فضایی را پیدا کرد که یک مهاجم باید پیدا کند. جایی که مدافع نه کاملا میتواند جلو بیاید، نه میتواند عقب بماند.
سه دقیقه بعد، گل سوم آمد و بازی عملا تمام شد. ارسال دنی اولمو، ضربه نرم اویارزابال و برتری ۳-۰ قبل از دقیقه ۲۵. اینجا دیگر عربستان فقط نتیجه را از دست نداده بود. ساختار ذهنیاش هم شکسته بود. تیم جورجیوس دونیس آمده بود بازی را طولانی نگه دارد اما اسپانیا بازی را کوتاه کرد. ۲۵ دقیقه کافی بود.
عدد تاریخی اویارزابال هم همین را نشان میدهد. او با دو گل و یک پاس گل، دومین بازیکن ثبتشده از سال ۱۹۶۶ به بعد شد که در ۲۵ دقیقه اول یک بازی جام جهانی روی سه گل اثر مستقیم میگذارد. نفر قبلی لاسلو فازکاش برای مجارستان مقابل السالوادور در سال ۱۹۸۲ بود. این آمار فقط برای کتاب رکوردها نیست. معنی فنی دارد. این یعنی اسپانیا در همان شروع، هم بازیکن آزاد ساخت، هم حمله را به شوت رساند، هم مهاجمش را داخل بازی نگه داشت.
نیمه اول میتوانست حتی سنگینتر هم تمام شود. اویارزابال بعد از اشتباه محمد العویس تا آستانه هتتریک رفت اما ضربه بیرون پایش به تیر خورد. همان صحنه نشان داد عربستان دیگر در بازی تصمیم نمیگیرد. فقط واکنش نشان میدهد. وقتی حریف در نیمه اول هم گل میخورد، هم اشتباه میکند، هم از تیر دروازه نجات پیدا میکند، یعنی فشار از حد کنترل گذشته است.
دلافوئنته بین دو نیمه یامال و اویارزابال را بیرون کشید. این تصمیم از بیرون شاید عجیب به نظر برسد اما از داخل بازی کاملا منطقی بود. اسپانیا سه گل جلو بود، دو مهره اصلی نیمه اول کارشان را کرده بودند و ادامه مسابقه بیشتر به مدیریت انرژی نیاز داشت تا ریسک اضافه. مخصوصا برای یامال که هنوز باید با دقت استفاده شود. اما نکته مهم این بود که خروج این دو نفر هم فشار اسپانیا را قطع نکرد.
دقیقه ۴۹، گل چهارم رسید. شوت مارک کوکوریا دفع شد و توپ بعد از برخورد به حسن التمبکتی وارد دروازه شد. این گل به نام مدافع عربستان نوشته شد اما در اصل به دلیل فشار اسپانیا بود. اسپانیا آنقدر در محوطه عربستان ماند که اشتباه را ساخت. گل به خودی همیشه اتفاقی به نظر میرسد اما خیلی وقتها محصول فشار است. این هم از همانها بود.
آمار کلی بازی همان چیزی را نشان میدهد که چشم میدید. اسپانیا ۶۷ درصد مالکیت داشت. امید گلش ۲.۸۵ بود و عربستان فقط به ۰.۱۴ رسید. شوتها ۲۲ به ۳ تمام شد. شوتهای داخل چارچوب هم ۸ به ۱ بود. این فقط برتری نیست. یک طرفه شدن کامل بازی است. مخصوصا وقتی بدانیم عربستان حتی یک شوت هم از داخل محوطه جریمه نزد و در کل مسابقه فقط دو لمس توپ در محوطه اسپانیا داشت.
همین عدد آخر، کل بازی را لو میدهد. عربستان توپ را گاهی از فشار خارج میکرد، دوئل میبرد و تکل میزد اما به جایی نمیرسید که بتواند به اسپانیا آسیب بزند. فوتبال فقط جنگیدن نیست. عربستان بیشتر جنگید تا زنده بماند، نه اینکه بازی را پس بگیرد.
اسپانیا در سمت مقابل، کنترلش را با پاس ساخت. ۶۶۸ پاس سالم از ۷۲۵ پاس. این یعنی دقت بالا اما دقت به تنهایی کافی نیست. نکته مهمتر ورود به یکسوم پایانی بود. اسپانیا ۶۶ بار وارد یکسوم پایانی شد و در همان منطقه ۲۱۴ اقدام موفق از ۲۵۲ اقدام داشت. این عددها تزئینی نیستند. یعنی توپ فقط در زمین خودی امن نمیچرخید. مدام به منطقهای میرفت که عربستان باید تصمیم سخت میگرفت.
در بازی اول، انتقاد این بود که اسپانیا بیش از حد کند است. مقابل عربستان، سرعت نه فقط در دویدن، بلکه در تصمیمگیری دیده شد. پاس اول برای جابهجایی، پاس دوم برای باز کردن زاویه، پاس سوم برای حمله به محوطه. این ریتمی بود که عربستان نتوانست با آن هماهنگ شود. مخصوصا چون یامال در سمت راست مدام مدافع را در موقعیت یک در برابر یک قرار میداد و کوکوریا از سمت چپ بالا میآمد تا عرض حمله دو طرفه شود.
رودری پشت همه اینها ایستاده بود. او باز هم قلب ریتم اسپانیا بود. ۱۱۳ پاس سالم از ۱۱۹ پاس، ۶ پاس بلند موفق از ۶ تلاش و ۱۲۹ لمس توپ. این فقط آمار یک هافبک مطمئن نیست. این یعنی اسپانیا هر وقت میخواست سرعت بازی را کم یا زیاد کند، یک مرکز فرماندهی داشت. رودری بازی را آرام میکرد اما نمیخواباند. فرق همین است. بعضی هافبکها با پاس زیاد بازی را کند میکنند. رودری با پاس زیاد، بازی را قابل کنترل نگه میدارد.
لاپورت هم از عقب زمین نقش مهمی داشت. یک پاس گل ثبت کرد و ۸۱ پاس سالم داد. پاو کوبارسی حتی دقیقتر بود و ۹۸ پاس از ۹۹ پاسش را سالم رساند. وقتی دو مدافع میانی اینقدر تمیز توپ را جلو میبرند، حریف نمیتواند فقط روی رودری قفل کند. عربستان برای بستن مرکز آمده بود، اما اسپانیا از مرکز، از کناره و از پاس بلند، چند راه مختلف ساخت.
پدرو پورو هم در سمت راست فشار را بالا نگه داشت. سه پاس کلیدی داد و سه ارسال دقیق داشت. این برای اسپانیا مهم بود، چون حضور یامال فقط زمانی خطرناکتر میشود که پشت سرش یک مدافع کناری هم دائم عرض بدهد یا زاویه پاس بسازد. عربستان نمیتوانست هم یامال را کنترل کند، هم پورو را، هم ورودهای دیرهنگام اولمو را. نتیجه همان شد که دیدیم. دفاع عربستان مدام یک قدم دیرتر رسید.
در فاز بدون توپ هم اسپانیا فقط عقب نایستاد. این یکی از مهمترین تفاوتهای بازی بود. وقتی توپ از دست میرفت، اسپانیا همان بالا دنبال پس گرفتنش میرفت. چهار اشتباه از عربستان گرفت که به شوت ختم شد، ۱۶ قطع توپ داشت و ۵۵ بار توپ را پس گرفت. این یعنی عربستان حتی وقتی توپ داشت، نفس راحت نداشت. هر خروج از فشار، به فشار بعدی میرسید.
عربستان البته از نظر جنگندگی کاملا خالی نبود. این تیم ۱۵ تکل زد، ۵۸ درصد دوئلهای کلی را برد و در نبردهای زمینی هم ۶۷ درصد موفق بود. در نیمه دوم حتی ۲۰ دوئل زمینی از ۲۶ دوئل را برد اما این آمار یک دام دارد. چون اگر دوئلها را ببری اما توپ را به منطقه خطر نرسانی، فقط بخشی از درگیریهای وسط زمین را بردهای. بازی را نبردهای.
۳۶ دفع توپ عربستان، تصویر واقعیتری از مسابقه میدهد. این عدد یعنی بیشتر تصمیمهای دفاعی عربستان اضطراری بود. توپ را دور کن، دوباره جمع شو، دوباره فشار را تحمل کن. چنین تیمی شاید چند دقیقه دوام بیاورد، اما وقتی اسپانیا با آن حجم پاس، ورود به یکسوم پایانی و شوت حمله میکند، بالاخره ترک برمیدارد.
در حمله، عربستان تقریبا هیچ چیزی برای ارائه نداشت. سه شوت در کل بازی، هیچ شوتی از داخل محوطه، فقط یک شوت در چارچوب و امید گل ۰.۱۴. سه بار هم آفساید، لحظههای احتمالی انتقال را قطع کرد. یعنی حتی وقتی روزنهای باز شد، زمانبندی درست نبود. سالم الدوسری با ۹ دوئل موفق جنگید، اما تنها بود. کنارش بازیکنی نبود که این تلاش را به موقعیت تبدیل کند.
محمد العویس با پنج مهار، نگذاشت شکست عربستان سنگینتر شود. دو مهار مهم داشت و با وجود چهار گل خورده، یکی از چهرههای بهتر تیمش بود. این خودش داستان بازی را تعریف میکند. وقتی بهترین یا یکی از بهترین بازیکنان تیم شکستخورده دروازهبان است یعنی فشار مداوم بوده و خط دفاع مدام شکسته شده.
از نظر فردی، بازی یامال یک پیام جداگانه داشت. او با ۱۸ سال و ۳۴۳ روز سن، دومین نوجوانی شد که برای اسپانیا در جام جهانی گل میزند. نفر قبلی گاوی مقابل کاستاریکا در سال ۲۰۲۲ بود. یامال همچنین به نهمین بازیکن زیر ۱۹ سال تاریخ جام جهانی تبدیل شد که در این رقابتها گل میزند اما اهمیت او فقط در رکورد نبود یلکه در تاثیر بود.
یامال پنج شوت زد، دو شوت در چارچوب داشت، دو دریبل موفق ثبت کرد و سمت راست عربستان را از حالت دفاعی منظم به حالت واکنشی برد. او هر بار توپ گرفت، یک تصمیم به دفاع عربستان تحمیل کرد. نزدیکش شوند، فضای پشت سرشان باز میشود. عقب بمانند، فرصت ارسال و شوت میدهد. این همان کیفیتی است که یک تیم مالکانه را از تیم قابل پیشبینی جدا میکند.
اویارزابال اما بهترین بازیکن زمین بود. فقط ۴۵ دقیقه بازی کرد، اما همان ۴۵ دقیقه برای ساختن مسابقه کافی بود. دو گل، یک پاس گل، یک ضربه به تیر، پنج شوت، سه شوت در چارچوب و امتیاز ۸.۳ را از فایواسکور گرفت. او فقط ۲۳ لمس توپ داشت، اما تقریبا هر لمسش معنی داشت. بعضی مهاجمان زیاد در بازی دیده میشوند اما کم اثر میگذارند. اویارسابال در این بازی کم لمس کرد، اما زیاد ضربه زد.
امید گل او به ۰.۸۹ رسید و امید پاس گلش ۰.۴۲ بود. این یعنی هم خودش در موقعیتهای باکیفیت قرار گرفت، هم برای دیگران موقعیت باکیفیت ساخت. این دقیقا همان چیزی بود که اسپانیا در بازی اول کم داشت. مهاجمی که فقط داخل محوطه منتظر نماند بلکه در ساختن گل اول هم نقش اصلی را گرفت و بعد خودش ضربه نهایی را زد.
این برد برای اسپانیا از نظر جدول هم مهم بود اما از نظر تصویر تیمی مهمتر بود. بعد از تساوی با کیپورد، سوالها زیاد شده بود. آیا اسپانیا زیادی کند است؟ آیا بدون باز شدن بازی، راهی برای ضربه زدن دارد؟ آیا حملهاش زیادی به مالکیت وابسته است؟ بازی با عربستان جواب روشن داد. اسپانیا هنوز همان تیمی است که میتواند بازی را با توپ خفه کند، اما اگر یامال و اویارزابال در ریتم باشند، این خفگی فقط دفاعی نیست. کشنده هم هست.
لاروخا در آتلانتا فقط عربستان را نبرد. خودش را هم از بازی اول پس گرفت. مالکیتش این بار معنا داشت. فشارش به شوت رسید. ضدپرسش حمله دوم ساخت. رودری ریتم را نگه داشت، یامال قفل را شکست و اویارزابال بازی را در ۲۵ دقیقه کشت.
اسپانیا دوباره شبیه مدعی شد. نه چون چهار گل زد. چون دوباره فهمید چطور باید با توپ دردسر بسازد.
عکس: رویترز