
جام جهانی
یک تساوی بدون گل اما پر از عددهای معنادار
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایو اسکور، تساوی ۰-۰ بلژیک و ایران در ورزشگاه سوفای فقط یک بازی بدون گل نبود. عددها پشت این مساوی ایستادند و شکل بازی را لو دادند. بلژیک توپ را گرفت، زمین را جلو برد و مدام به محوطه ایران رسید اما تیم ایران با خط پنجنفره، دفعهای پرتعداد و یک شب کامل از علیرضا بیرانوند، بازی را بدون گل نگه داشت.
این بازی از همان اول دو چهره داشت. بلژیک با مالکیت حمله میکرد و ایران با تراکم دفاع میکرد. بلژیک ۷۰ درصد توپ را داشت، ۲۳ شوت زد و امید گلش به ۱.۸۲ رسید. ایران در سمت مقابل ۷ شوت داشت و امید گلش روی ۰.۶۳ ماند. این یعنی بازی از نظر جریان بیشتر به سمت دروازه ایران رفت اما نتیجه همانجایی گیر کرد که قلعهنویی میخواست. در شلوغی محوطه، در بدن مدافعان و در دستهای بیرانوند.
بلژیک فقط توپ را نگه نداشت بلکه با توپ جلو رفت. ۶۲۲ پاس کامل کرد و ۷۹ بار وارد یکسوم پایانی شد. این عدد مهم است چون نشان میدهد فشار بلژیک تزئینی نبود. تیم رودی گارسیا مدام به منطقهای رسید که ایران باید تصمیم سخت میگرفت. عقب بماند و شوت بخورد یا جلو بیاید و پشت خط دفاعش را خالی کند.
ایران اما دقیقا برای همین شب آمده بود. با آرایش ۵-۴-۱ بازی کرد و مالکیت را به بلژیک داد تا فضا را ندهد. ایران فقط ۲۶۸ پاس کامل کرد اما ۵۰ دفع توپ داشت. همین عدد، کل شب ایران را توضیح میدهد. وقتی یک تیم ۵۰ بار توپ را دفع میکند یعنی زیر فشار مانده است. اما وقتی همان تیم گل نمیخورد، یعنی فشار را درست مدیریت کرده است.
عدد دفع توپ وقتی واضحتر میشود که کنار عدد بلژیک قرار بگیرد. ایران ۵۰ دفع توپ داشت و بلژیک فقط ۱۱ دفع توپ. این اختلاف نشان میدهد زمین بازی کجا بود. توپ بیشتر اطراف محوطه ایران میچرخید اما ایران اجازه نداد این چرخش به گل تبدیل شود. قطع توپها هم ۱۳ به ۳ به سود ایران بود و این یعنی تیم قلعهنویی فقط داخل محوطه نایستاد. مسیر پاسها را هم خواند و خیلی از حملات را قبل از ضربه آخر خراب کرد.
بلژیک با آرایش ۴-۲-۳-۱ بازی را کنترل کرد اما ضربه آخر را پیدا نکرد. لئاندرو تروسار خلاقترین بازیکن این تیم بود. او ۶ پاس کلیدی داد و با امتیاز ۷.۲ از فایو اسکور، بهترین چهره بلژیک شد. کوین دیبروینه هم ۵ شوت زد، ۳ پاس کلیدی داد و امید گلش به ۰.۴۲ رسید. مشکل بلژیک این بود که این حجم از خلاقیت، پشت دیوار ایران گیر کرد.
ماکسیم دکوپر هم یکی از خطرناکترین بازیکنان زمین بود. او ۵ شوت زد و امید گلش به ۰.۸۴ رسید اما همان موقعیت بزرگ از دست رفته، شب بلژیک را تعریف کرد. بلژیک به اندازه کافی به محوطه رسید اما در لحظه آخر یا بیرانوند رسید یا مدافعان ایران مسیر را بستند و یا ضربه کیفیت لازم را نداشت.
عدد ارسالها هم همین را نشان میدهد. بلژیک ۳۲ بار ارسال کرد اما فقط ۶ ارسال به مقصد رسید. این یعنی ایران اجازه داد توپ از کنارهها بیاید اما مرکز محوطه را پس نداد. برای تیمی که زیر فشار بود، این یک معامله حسابشده بود. بلژیک میتوانست توپ را به کناره ببرد اما وقتی توپ وارد محوطه میشد، ایران با چند بدن جلوی مسیر ایستاده بود.
فشار بلژیک در یکسوم پایانی هم سنگین بود. این تیم ۲۰۶ اقدام موفق از ۲۶۳ اقدام در آن منطقه داشت و نرخ موفقیتش به ۷۸ درصد رسید. اما همین عدد یک نکته دیگر هم دارد. بلژیک در منطقه خطر زیاد کار کرد اما ایران مسیرهای ضربه تمیز را بست. ۶ بلاک ایران نشان داد که مدافعان فقط تماشاگر فشار نبودند. آنها هر بار خودشان را بین توپ و دروازه انداختند.
شجاع خلیلزاده قلب همین مقاومت بود. او ۱۴ دفع توپ و ۳ بلاک داشت و با امتیاز ۷.۸ از فایو اسکور، یکی از بهترین بازیکنان زمین شد. این عددها برای یک مدافع وسط یعنی شبش فقط دفاع معمولی نبود. بلژیک مدام از همان جایی فشار آورد که شجاع باید خاموشش میکرد و او بارها جلوی ضربه آخر ایستاد.
حسین کنعانی هم ۸ دفع توپ داشت و در حمله هم با یک شوت در چارچوب، کورتوا را مجبور به واکنش کرد. همان شروع بازی نشان داد ایران فقط برای خواباندن بازی نیامده است. از کرنر بعدی هم سعید عزتاللهی در تیر دوم بالا رفت اما ضربه سرش از نزدیک بیرون رفت. اینها لحظههایی بودند که میتوانستند تمام روایت بازی را عوض کنند.
دقیقه ۲۵، ایران به گل هم رسید اما گل زنده نماند. احسان حاجصفی ضربه آزاد کوتاه را هوشمندانه اجرا کرد، توپ به مهدی طارمی رسید و او بعد از چرخش، دروازه کورتوا را باز کرد. کمکداور ویدیویی اما آفساید میلیمتری را گرفت و نتیجه تغییر نکرد. این صحنه مهم بود چون نشان داد بلژیک با وجود مالکیت بالا، پشت خط دفاعش قابل ضربه خوردن است.
بلژیک قبل از پایان نیمه اول دوباره فشار آورد. دیبروینه و دکوپر ضربه زدند اما بیرانوند ایستاد. نیمه اول بعد از ۸ دقیقه وقت اضافه تمام شد و ایران از موج اول سالم بیرون آمد. این سالم ماندن ساده نبود. ایران توپ را کمتر داشت اما هر بار با دفع، بلاک و جمع شدن دوباره، اجازه نداد بازی از دستش برود.
نیمه دوم هم همان داستان را ادامه داد. بلژیک جلو آمد اما ایران از دل فشار نفس گرفت. کورتوا در هفدهمین بازی جام جهانیاش ضربه محکم طارمی را دفع کرد و چند دقیقه بعد، بیرانوند با یک واکنش بزرگ، ضربه نزدیک دکوپر را بیرون کشید. این دو مهار دو طرف بازی را نشان دادند. بلژیک بیشتر حمله میکرد اما ایران هم وقتی فرصت میگرفت، میتوانست بلژیک را بترساند.
دقیقه ۶۶، بازی ناگهان برگشت. ناتان انگوی پاس رو به عقب بدی داد، طارمی توپ را دزدید و مدافع بلژیک او را کشید. داور کارت قرمز مستقیم داد و بلژیک ۱۰ نفره شد. این لحظه میتوانست بازی را به سمت ایران بچرخاند اما بلژیک حتی با یک بازیکن کمتر هم عقب نکشید. بعد از اخراج هم فشارش ادامه پیدا کرد و در نیمه دوم ۱۲ شوت زد.
ایران بعد از اخراج میتوانست جلوتر بیاید اما خطر کیفیت فردی بلژیک باعث شد محتاط بماند. قلعهنویی با آوردن علیرضا جهانبخش، مهدی ترابی و میلاد محمدی تلاش کرد کنارهها را زنده نگه دارد. میلاد محمدی با ۱۱ پاس سالم و یک پاس کلیدی کمک کرد سمت چپ بهتر بسته شود اما برنامه اصلی عوض نشد. ایران بیشتر دنبال حفظ ساختار بود تا باز کردن کامل بازی.
سعید عزتاللهی هم تا زمان حضورش یکی از مهرههای مهم همین ساختار بود. او ۴ قطع توپ و ۲ تکل داشت و در لحظاتی که بلژیک از مرکز دنبال پاس آخر میگشت، مسیرها را بست. این نقش شاید در تصویر تلویزیونی خیلی برق نزند اما در چنین بازیای حیاتی است. وقتی تیمی ۷۰ درصد مالکیت را به حریف میدهد، هافبکهایش باید قبل از پاس آخر خطر را قطع کنند.
دروازهبان اصلی این قصه اما بیرانوند بود. او با امتیاز ۸.۴ از فایو اسکور بهترین بازیکن زمین شد و این امتیاز بیدلیل نبود. بیرانوند ۷ مهار داشت و ۶ مهار او از داخل محوطه بود. عدد گلهای جلوگیریشدهاش به ۱.۷۰ رسید. این یعنی او در عمل تقریبا دو گل برای ایران نگه داشت. در یک تساوی بدون گل، همین عدد همه چیز است.
بیرانوند فقط شوت نگرفت. او ۳ توپ هوایی را با اطمینان جمع کرد، یک بار مشت کرد، ۵۰ لمس توپ داشت و ۱۱ توپ سرگردان را جمع کرد. این عددها مهماند چون بلژیک فقط شوت نمیزد. با ۳۲ ارسال مدام محوطه ایران را هدف میگرفت. بیرانوند باید هم واکنش نشان میداد، هم محوطه را مدیریت میکرد و هم اجازه نمیداد توپهای برگشتی به حمله دوم تبدیل شوند.
پخش توپ او هم بخشی از زنده ماندن ایران بود. بیرانوند ۲۰ پاس سالم از ۳۴ پاس داد و ۱۱ پاس بلند موفق از ۲۴ تلاش ثبت کرد. این پاسها همیشه زیبا نبودند اما کاربرد داشتند. فشار بلژیک را چند متر عقب میبردند، به خط دفاع زمان میدادند و اجازه میدادند بلوک ایران دوباره شکل بگیرد.
بلژیک از آن طرف با یک زخم قدیمی ماند. این تیم حالا ۶۹ شوت پیاپی در جام جهانی زده و گل نزده است. مقابل ایران هم ۲۳ شوت با امید گل ۱.۸۲ داشت اما دوباره راه گل را پیدا نکرد. روملو لوکاکو هم بعد از شروع در ترکیب اصلی، باز هم ناکام ماند. او حالا ۸ بازی متوالی در جام جهانی گل نزده و آخرین گلش در این رقابتها به سال ۲۰۱۸ برمیگردد.
این عددها برای رودی گارسیا خطرناکاند. بلژیک توپ دارد، شوت دارد و بازیکن خلاق هم دارد اما ضربه آخر ندارد. نبود ژرمی دوکو به خاطر بیماری هم این مشکل را بیشتر نشان داد. بلژیک بازیکنی کم داشت که در عرض زمین مدافع ایران را در یکبهیک بشکند و از دل فضاهای بسته، موقعیت کاملا تمیز بسازد.
ایران در مقابل، با تجربه زنده ماند. تیم قلعهنویی با میانگین سنی ۳۲ سال و ۱۸۱ روز، مسنترین ترکیب ثبتشده تاریخ جام جهانی از سال ۱۹۶۶ به بعد را به زمین فرستاد. این عدد فقط سن بالا را نشان نمیدهد. نشان میدهد چرا ایران در لحظههای سخت کمتر شتابزده شد. تجربه شاید سرعت نیاورد اما در چنین شبی، تصمیم کمخطر میآورد.
البته ایران هم میتواند حسرت بخورد. گل طارمی با آفساید میلیمتری مردود شد، کنعانی و عزتاللهی موقعیت داشتند و بعد از اخراج انگوی، فرصت فشار بیشتر وجود داشت. اما وقتی تیمی برابر بلژیک ۷۹ ورود به یکسوم پایانی را تحمل میکند، ۲۳ شوت میخورد و باز هم دروازهاش را بسته نگه میدارد، آن یک امتیاز فقط خوششانسی نیست.
این بازی ۰-۰ تمام شد اما بیاتفاق نبود. بلژیک ۷۰ درصد توپ را داشت و ایران ۵۰ بار توپ را دفع کرد. بلژیک ۲۳ بار شلیک کرد و بیرانوند ۷ بار ایستاد. بلژیک راه گل را گم کرد و ایران از دل فشار، یک امتیاز ساخت. در شبی که گل نیامد، عددها واضح حرف زدند. بلژیک حمله کرد، ایران زنده ماند.
عکس: رویترز