
جام جهانی
عثمان و شبیهترین هتتریک جام
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایواسکور، فریم را متوقف کنید و پیراهنهای قرمز را بشمارید. صحنه به شکل عجیبی آشناست؛ یک دریبلزن که موتورهایش را روشن کرده و باور دارد میتواند از دل محاصره عبور کند، در مقابل دیوار دفاعی که با تکیه بر تعداد نفرات تلاش میکند او را متوقف کند.
این تصویر، عکس نمادین دیهگو مارادونا در تقابل با بلژیک در جام جهانی ۱۹۸۲ نیست؛ این بار عثمان دمبله است که در جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل نروژ، برای سومین بار در نیم ساعت ابتدایی مسابقه، روی مرز باریک بین نبوغ و ریسک حرکت میکند.
البته تفاوت مهمی میان این دو لحظه وجود دارد. تصویر مارادونا، هرچقدر هم که ماندگار و الهامبخش باشد، در واقع کمی فریبنده است. او آن بازیکنی نبود که بهتنهایی مقابل مدافعان بلژیک مانند یک گاو خشمگین به سمت ماتادورها حمله کند؛ وقتی تصویر را از زاویهای وسیعتر ببینیم، مشخص میشود که مارادونا تنها در حال دریافت یک پاس عرضی از روی ضربه آزاد و در فاصلهای نسبتاً زیاد از دروازه بود. آن شش بازیکن هم بیشتر به یک اتفاق غیرمنتظره واکنش نشان میدادند.
اما در بوستون، ۴۴ سال بعد، بازیکنانی که اطراف دمبله را احاطه کرده بودند، دقیقاً به چیزی واکنش نشان میدادند که انتظارش را داشتند؛ عثمان دمبله در گوشه سمت چپ محوطه جریمه، با حرکات ریز و تغییر مسیرهای مداوم، راه خود را به سمت دروازه باز میکرد.
تا دقیقه ۳۲، روش بازی او برای نروژیها دیگر کاملاً مشخص شده بود؛ یک بار با پای راست توپ را به تور رسانده بود و بار دیگر با ضربهای ظریف توپ را به همان گوشه فرستاده بود.
توقف. فریب. برهم زدن تعادل مدافع. حرکت. دوباره و دوباره.
نروژ هرچقدر تلاش کرد مقابل این الگو مقاومت کند، باز هم گرفتار شد. این بار چهار مدافع نروژ نتوانستند مانع شوند که دمبله دید مناسبی برای ضربهزدن پیدا کند. ستاره فرانسوی بدون کوچکترین نشانهای از فشار، توپ را با ظرافت به گوشه دور دروازه فرستاد؛ برای سومین بار.
اما این هتتریک از نظر تعریف سنتی، کامل نبود؛ خبری از گل با پای راست، پای چپ و ضربه سر نبود. با این حال، از زاویهای دیگر شاید کاملترین نوع هتتریک بود؛ نمایش بازیکنی که به چنان تسلط فنی رسیده که میتواند توپ را تقریباً بدون اعمال قدرت، آرام به سمت هدف هدایت کند.
هر بار شرایط سختتر میشد؛ فضا کمتر، سرعت نزدیک شدن به مدافع پایینتر و تعداد بازیکنانی که اطرافش جمع میشدند بیشتر میشد.
اولین گل: هفت لمس توپ، دو تغییر مسیر و چهار ثانیه تا ضربه نهایی.
دومین گل: پنج لمس توپ، یک تغییر مسیر و سه ثانیه.
سومین گل: پنج لمس توپ، چهار تغییر مسیر و سه ثانیه.
نتیجه اما هر سه بار یکسان بود.
در عوض، تماشاگران شاهد یک نمایش تکنفره روی تکه زمینی به وسعت کمتر از ۲۰ فوت مربع بودند؛ نمایشی از بهرهوری خارقالعاده با هر دو پا. دومین هتتریک سریع تاریخ جام جهانی؛ شاید یکی از مشابهترین هتتریکهایی که تاکنون دیده شده است. تنها نمونهای که میتوانست با آن رقابت کند، هتتریک گرت بیل مقابل اینتر در ورزشگاه سنسیرو در سال ۲۰۱۰ بود.
گلهای بهتری هم در تاریخ فوتبال به ثمر رسیدهاند، اما چیزی که این نمایش را خاص میکرد، نه فقط زیبایی گلها، بلکه قابلیت تکرار همان حرکت بود؛ درست مانند ضربههای دقیق و عبورهای انفجاری ستاره ولزی مقابل اینتر. وقتی این سه گل کنار هم قرار میگیرند، یک هتتریک فراموشنشدنی شکل میگیرد.
باید برای فردریک آندره بیورکان، مدافع چپ بودو/گلیمت، هم فکری کرد. این بازیکن ۲۷ ساله که نخستین جام جهانی خود را تجربه میکرد، بارها مقابل دمبله تسلیم شد؛ گویی هر بار راهی جز بازگشت به مدار قطب شمال برایش باقی نمانده بود.
بیورکان درباره رویارویی با ستاره فرانسوی گفت: «بازی مقابل دمبله واقعاً سخت بود. اگر به او فضای زیاد و زمان بدهید، شما را تنبیه میکند.»
او ادامه داد: «دقیقاً همین اتفاق افتاد. کمی ناراحتم که نتوانستم بیشتر به او نزدیک شوم و شرایط را برایش دشوارتر کنم. میخواستم کار را برای او سختتر کنم.»
مدافع نروژی افزود: «کارهایی که او انجام میدهد فوقالعاده است. باید به او تبریک گفت. اما به عنوان یک مدافع همیشه به این فکر میکنید که چطور میتوانستید جلوی او را بگیرید. فکر میکنم باید کمی نزدیکتر میشدم و در موقعیتهایی که گل زد، زودتر سرعتش را کاهش میدادم.»
از سوی دیگر، استاله سولباکن، سرمربی نروژ، از اینکه بازیکنانش حمایت بیشتری از بیورکان نکردند، ابراز تأسف کرد، اما معتقد بود تیمش مقابل بهترین خط حمله این رقابتها قرار گرفته است. او ابتدا گفت: «بهترین خط حمله مسابقات»، سپس تأکید کرد: «با اختلاف زیاد.»
این درخشش بار دیگر به جهان یادآوری کرد چرا جایگاه دمبله به عنوان کمحرفترین برنده توپ طلا در دو دهه اخیر، در واقع میتواند یک امتیاز بزرگ برای او باشد. حتی حالا هم در پاریسنژرمن، هنوز بسیاری او را به عنوان تنها دارنده واقعی این عنوان به رسمیت نمیشناسند.
دمبله در سایه امباپه بازی کرده و در سطح ملی هرگز نتوانسته همان فرم درخشان دوران باشگاهیاش در پاریسنژرمن را تکرار کند. او وقتی در نقش شماره ۱۰ بازی کرده، گاهی محدود به نظر رسیده و نتوانسته آزادی کامل خود را پیدا کند؛ آماری که نشان میدهد در ۶۱ بازی ملی تنها ۸ گل و ۶ پاس گل به نامش ثبت شده است. او پیش از این هرگز در یک بازی برای فرانسه بیشتر از یک گل نزده بود و هیچگاه هم در دو مسابقه متوالی گلزنی نکرده بود.
با وجود اینکه او باتجربهترین عضو خط حمله چهار نفره فرانسه محسوب میشود، رسانههای فرانسوی انتظار داشتند بیشتر از اینها هدایت تیم را بر عهده بگیرد. صبح روز بازی، بیکسانت لیزارازو، قهرمان جام جهانی ۱۹۹۸، در ستون خود در روزنامه اکیپ درباره ضرورت «نجات دمبله» صحبت کرده بود.
گای استفان، دستیار دیدیه دشان که در غیاب او هدایت امور را بر عهده داشت، گفت: «عثمان یک انسان است. مثل هر انسان دیگری، وقتی انتقادها مطرح میشوند، آنها را میشنود.»
او ادامه داد: «بازیکنان بزرگ میتوانند کنار هم بازی کنند. مسئلهای به نام ستاره یا غیرستاره وجود ندارد. این نظر شخصی من است. وقتی دو، سه یا چهار بازیکن احساس مشترکی از فوتبال دارند، این برای تیم بهتر خواهد بود.»
تغییر تاکتیکی برای قرار دادن مایکل اولیسه در مرکز و انتقال دمبله به سمت راست، یعنی دقیقاً برعکس جایگاه آنها در سطح باشگاهی، به نظر میرسد قفل بازی عثمان را باز کرده است.
گای استفان در اینباره گفت: «اینطور نیست که یکی فقط در سمت راست باشد و دیگری فقط در مرکز. گاهی مایکل در سمت راست حضور پیدا میکند، اما این به این معنی نیست که در مرکز نیست. درباره عثمان هم همینطور است. سازمان بازی ما الزاماً بر پایه یک موقعیت ثابت نیست. درباره کیلیان هم همین موضوع صدق میکند. او قرار نیست همیشه در مرکز ثابت بماند. هدف این است که در نهایت حرکات به داخل محوطه جریمه ختم شوند. احساس میکنم آنها فوتبال مشابهی را درک میکنند.»
این درک مشترک در صحنه گل دوم کاملاً مشخص بود. امباپه با یک پاس بلند و تقریباً مشابه، دمبله را در سمت راست صاحب توپ کرد تا حمله شکل بگیرد. اما او برای تماشای حرکت همتیمیاش توقف نکرد؛ همچنین مستقیم هم به سمت دروازه نرفت تا منتظر پاس برگشتی باشد. او تلاش نروژیها برای متوقف کردنش را پشت سر گذاشت و با یک حرکت مورب سریع، خودش را به موقعیت رساند تا برای دمبله فضا ایجاد کند.
بیورکان و لئو اوستیگارد، مدافع میانی نروژ که وظیفه پوشش فضای داخلی را داشت، در موقعیت دو مقابل یک برابر دمبله قرار گرفته بودند. اما حرکت امباپه تمام معادلات را تغییر داد. وقتی امباپه با سرعت کامل از بیرون به سمت توپ حرکت کرد، هر دو مدافع مجبور شدند به سمت چپ متمایل شوند؛ آنها ریسک کردند و دمبله همه چیز را به هم ریخت.
از سال ۱۹۶۶ تاکنون، دمبله و امباپه تنها سومین زوجی هستند که در جام جهانی روی ۵ گل تیمشان تأثیر مستقیم داشتهاند. پیش از آن، آندژی شرماش و گرژگوش لاتو از لهستان و همچنین میروسلاو کلوزه و میشائل بالاک از آلمان به چنین آماری رسیده بودند.
دمبله که اغلب به دلیل کمکاری در پرس کردن مورد انتقاد قرار میگرفت، در این بازی با حرکتی فداکارانه نشان داد چقدر در خدمت تیم است. این دوندگی و همکاری، نمادی از نمایشی همهجانبه بود که به نظر میرسد از توانایی او برای ترکیب کردن روحیه تیمی با موفقیت فردی الهام گرفته شده است.
برای بازیکنی در جایگاه دمبله، اینکه همیشه در مرکز توجه نباشد میتواند ضربهای به غرور بسیاری از ستارهها باشد. اینکه یک بازیکن در حالی که برای ثبت رکوردی تاریخی و رسیدن به ۵ گل در جام جهانی تلاش میکند، در دقیقه ۶۰ تعویض شود، شاید برای برخی با واکنش سریع همراه باشد؛ اما دمبله بدون اعتراض از زمین خارج شد و با برادلی بارکولا دست داد.
دمبله اکنون سومین گزینه اصلی برای حفظ جایزه توپ طلا محسوب میشود. با توجه به مصدومیتهای سنگینی که در سالهای اخیر داشته، دیگر کامل بازی کردن در تمام مسابقات برای اثبات شایستگیاش یک ضرورت محسوب نمیشود. نمونه واضح آن اینکه او فصل گذشته با وجود تنها ۱۱ بازی در ترکیب اصلی لیگ، عنوان بهترین بازیکن لیگ یک فرانسه را کسب کرد.
اگر او در مسیر قهرمانی جام جهانی چند نمایش دیگر شبیه این ارائه دهد، احتمالاً یک جای خالی دیگر در ویترین افتخاراتش را پُر خواهد کرد.