
جام جهانی
فیلیپ لام میگوید تیم ملی دیگر نمیداند چطور باید بازی کند
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایواسکور، حذف زودهنگام آلمان از جام جهانی برای سومین دوره پیاپی، فقط یک شکست دیگر نیست. فیلیپ لام، کاپیتان سابق تیم ملی آلمان، معتقد است مشکل اصلی این تیم نه کمبود استعداد است و نه فقط سرمربی. مسئله عمیقتر است. آلمان دیگر نمیداند میخواهد چه فوتبالی بازی کند.
لام در یادداشتی نوشت: «من شوکه شدهام. آلمان برای سومین بار پیاپی خیلی زود از جام جهانی کنار رفت. برای هضم این اتفاق به زمان نیاز دارم. کلمه کلیدی که باید دربارهاش حرف بزنیم، تداوم است. چیزی که تیم ملی آلمان در یک دهه گذشته نداشته است.»
به باور لام، فوتبال آلمان سالهاست تصمیم نگرفته چه مسیری را دنبال کند. ایدهها مدام عوض شدهاند، بازیکنان در پستهای تازه امتحان شدهاند و هر بار تیم با شکل جدیدی وارد تورنمنت شده است. او اعتقاد دارد جولین ناگلزمان هم بیش از حد دست به آزمایش زده، نه فقط در همین جام بلکه در مسیر آمادهسازی تیم.
لام نوشت: «ساختن یک تیم زمان میخواهد. این کار در چند هفته و چند مسابقه انجام نمیشود. تیمهای بزرگ طی سالها شکل میگیرند. آلمان همیشه زمانی موفق بوده که نقش بازیکنان مشخص بوده، سلسلهمراتب تیم جا افتاده و تیم میدانسته چطور حمله و چطور دفاع کند. در این جام چنین باوری در تیم دیده نمیشد.»
از نگاه او، مشکل آلمان در زمین کاملا قابل مشاهده بود. تیم نمیتوانست بازی را کنترل کند. نه در ساخت بازی از عقب زمین به سمت میانه و حمله، نه در حفظ توپ در نیمه حریف و نه در دور نگه داشتن حریف از دروازه خودی. لام نوشت تیمهای دیگر چنین کنترلی را نشان میدهند اما آلمان نه.
او به هویت قدیمی فوتبال آلمان اشاره کرد. آلمان سالها به عنوان یک «تیم تورنمنتی» شناخته میشد. تیمی که شاید همیشه بهترین شروع را نداشت اما هرچه مسابقات جلوتر میرفت، ریتم خودش را پیدا میکرد. لام معتقد است این ویژگی از بین رفته است. در این جام، آلمان به جای بهتر شدن، بازی به بازی بدتر شد.
به گفته لام، یکی از دلایل این اتفاق کنار گذاشتن ایدههایی بود که جواب داده بودند. او مثال دنیز اونداو را مطرح کرد. استفاده از اونداو به عنوان بازیکن تعویضی اثرگذار، برای آلمان خوب کار کرده بود اما ناگلزمان مقابل پاراگوئه از این مسیر فاصله گرفت. از نظر لام، وقتی چیزی در تورنمنت جواب میدهد، نباید بیدلیل رها شود.
لام دو نمونه مشخص از تصمیمهایی را گفت که خودش طور دیگری انجام میداد. نخست، جایگاه یوشوا کیمیش. او در بایرن مونیخ در خط میانی بازی میکند و به باور لام، باید در تیم ملی هم همانجا استفاده میشد. دوم، نقش فلوریان ویرتز و کای هاورتز. لام اعتقاد دارد ویرتز باید پشت هاورتز و در مرکز زمین بازی میکرد، جایی که بیشترین قدرت را دارد. مهمتر از همه، این تصمیم باید با تداوم اجرا میشد، بازی به بازی و تمرین به تمرین.
او درباره سبک ناگلزمان هم انتقاد روشنی داشت. ناگلزمان دوست دارد سیستمها و آرایشهای مختلف را تغییر دهد و این را بخشی از سبک خود میداند. لام اما باور دارد تیمهای بزرگ مثل اسپانیا و فرانسه، الگوی ثابتی دارند. وقتی بازی آنها را میبینی، خیلی زود میفهمی با چه تیمی طرف هستی. آنها ایده خود را آنقدر خوب اجرا میکنند که حریفان به سختی میتوانند متوقفشان کنند.
لام نوشت: «نباید فوتبال را پیچیدهتر از چیزی کرد که هست. مربی میتواند تغییر ایجاد کند اما اول باید نظم اصلی در تیم شکل گرفته باشد. بعد از آن میشود روی جزئیات دست برد. این مشکل فقط مربوط به تیم ملی نیست. در بسیاری از تیمهای بوندسلیگا هم همین کمبود وضوح دیده میشود.»
او از تغییرات ناگلزمان در جام جهانی هم انتقاد کرد. آلمان در آخرین بازی مرحله گروهی مقابل اکوادور، مسابقهای که دیگر اهمیتی در جدول نداشت، با ترکیبی متفاوت نسبت به بازی حذفی مقابل پاراگوئه بازی کرد. لام نوشت مثل خیلی از تصمیمهای دیگر، این حرکت را نفهمیده است. از نظر او، هر تغییر به بازیکنان پیام میدهد و این پیام باید برای تیم قابل فهم باشد. چرخش ترکیب باید هدف مشخص داشته باشد. در این مورد چنین چیزی دیده نمیشد.
با این حال، لام فقط نگاه منفی ندارد. او یک نکته امیدوارکننده در این جام دید. بازیکنان پس از شکست، علیه هم موضع نگرفتند و یکدیگر را حفظ کردند. آنتونیو رودیگر از جاناتان تاه و نیکو اشلوتربک تعریف کرد. هاورتز از اونداو تمجید کرد. کیمیش هم از لروی سانه و حتی ناگلزمان حمایت کرد. لام این رفتار را مهم میداند و میگوید میتوان روی آن ساخت.
او همچنین از بازیکنان برابر این اتهام دفاع کرد که نگرش درستی ندارند. لام پذیرفت این نقد درباره جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه درست بود، جایی که نسل قهرمان جهان عملکردی فاجعهبار داشت. اما او این انتقاد را درباره سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ قبول ندارد. به باور او، مشکل این نسل شخصیت یا کمکاری نیست. بازیکنان تمام توان خود را میگذارند و شکست واقعا آنها را خرد میکند.
لام یادآوری کرد کیمیش پس از حذف در قطر در سال ۲۰۲۲ از ترس افتادن در یک سقوط روحی عمیق حرف زده بود. این بار هم او بهشدت آسیبدیده به نظر میرسید. از نگاه لام، بازیکنان امروز آلمان بیتفاوت نیستند. آنها فقط در ساختاری بازی میکنند که به اندازه کافی روشن و پایدار نیست.
لام نسل فعلی را «بازیکنان محصول سیستم» توصیف کرد. بازیکنانی که از آکادمیها آمدهاند و از ۱۲ یا ۱۳ سالگی فوتبال را مثل یک حرفه جدی دیدهاند. در این سالها، همه چیز با سرعت رشد کرده است: دستمزدها، حضور دیجیتالی، توجه فردی و فشار بیرونی. به باور لام، کنار آمدن با این وضعیت آسان نیست و دقیقا در چنین جایی، رهبری اهمیت پیدا میکند.
او همچنین از نسل بعد از خودش دفاع کرد و گفت این نسل باید فرصت منصفانه داشته باشد. با این حال، مربیان آلمان بارها در لحظههای حساس به قهرمانان جام جهانی ۲۰۱۴ برگشتهاند. در این تورنمنت، نمونهاش مانوئل نویر بود. لام میگوید چنین تصمیمهایی شاید در کوتاهمدت به تیم ثبات بدهد اما پیام پنهانش این است که به نسل جدید به اندازه کافی اعتماد نمیشود.
لام برای مقایسه به آرژانتین و فرانسه اشاره کرد. آرژانتین با لیونل مسی و فرانسه با کیلیان امباپه نشان دادهاند میتوان تیمی با ستارههای بزرگ ساخت اما همچنان نظم و امنیت تیمی داشت. از نظر لام، دیدیه دشان و لیونل اسکالونی تیمهای خود را هدایت میکنند، ساختار مشخص دارند و بازیکنان میدانند در چه چارچوبی بازی میکنند.
در سه جام جهانی پیاپی، سه سرمربی مختلف آلمان شکست خوردهاند: یوآخیم لوو، هانسی فلیک و جولین ناگلزمان. لام تاکید میکند مشکل را در بازیکنان نمیبیند. آلمان بازیکنانی دارد که در بزرگترین باشگاههای اروپا بازی میکنند. رودیگر سالهاست در رئال مادرید حضور دارد. ویرتز با لورکوزن قهرمان بوندسلیگا شد و بعد لیورپول برای جذب او هزینه بزرگی پرداخت کرد. هاورتز با چلسی لیگ قهرمانان را برد و با آرسنال قهرمان لیگ برتر انگلیس شد. جمال موسیالا پتانسیل جهانی دارد. کیمیش سالهاست در بایرن مسئولیت گرفته است.
لام حتی میگوید از نظر استعداد، فقط فرانسه بالاتر از آلمان قرار دارد. پس مشکل اصلی جای دیگری است. آلمان بازیکن دارد، باشگاه دارد، تجربه دارد اما هویت روشن ندارد.
او در ادامه به اهمیت تیم ملی برای جامعه اشاره کرد. جام جهانی مهمترین رویداد ورزشی جهان است و تیم ملی باید نماینده کشورش باشد. لام مینویسد در بوسنی و هرزگوین، مردم تیمشان را جشن میگیرند چون خودشان را در آن میبینند. اما وقتی مدام مسیر رشد تیم را قطع میکنی، هواداران نمیتوانند با آن ارتباط بگیرند. به همین دلیل است که هواداران آلمان تا این حد ناامید شدهاند.
لام از دوران خودش هم گفت. او نوشت در تیمهای بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ هم همه همیشه بهترین رابطه را با هم نداشتند اما وقتی امروز بازیکنان آن نسل دور هم جمع میشوند، خاطره موفقیت مشترک هنوز برایشان زنده است. آن موفقیت چیزی به آنها داد که تا پایان عمر میماند. از نگاه لام، نسلهای بعدی شاید چنین تجربهای نداشته باشند و این برای آنها حیف است.
در پایان، لام به بحث آینده ناگلزمان و جانشینان احتمالی او اشاره کرد اما تاکید داشت پیش از حرف زدن درباره نامها، باید مسئله اصلی روشن شود. فوتبال آلمان باید تصمیم بگیرد میخواهد چگونه بازی کند.
لام نوشت: «آیا ما اسپانیا هستیم؟ آیا آرژانتین هستیم؟ آیا فرانسه هستیم؟ نه. ما آلمان هستیم. فرهنگ خودمان را داریم، برند فوتبال خودمان را داریم. باید دوباره به هویت خودمان وصل شویم. آن هم با باور و قاطعیت.»
پیام اصلی یادداشت لام همین است. آلمان برای برگشتن فقط به یک مربی جدید، چند تغییر ترکیب یا چند استعداد تازه نیاز ندارد. این تیم قبل از هر چیز باید دوباره بفهمد آلمان بودن در فوتبال یعنی چه.
عکس:رویترز