
جام جهانی
بلینگام در ۹۸ ثانیه، انگلیس را از آتش بیرون کشید
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایو اسکور، برد ۳ بر ۲ انگلیس مقابل مکزیک فقط یک صعود معمولی به یکچهارم نهایی جام جهانی نبود. این مسابقه از آن بازیهایی بود که عددها، شکل کاملتری از داستان را نشان میدادند. مکزیک توپ را گرفت، زمین را جلو برد، بیشتر شوت زد و بیشتر حمله کرد اما انگلیس لحظههای تعیینکننده را بهتر فهمید و بهتر تمام کرد.
انگلیس در این مسابقه فقط ۳۳.۲ درصد مالکیت داشت. این پایینترین مالکیت ثبتشده انگلیس در یک بازی جام جهانی از سال ۱۹۶۶ بود. چنین عددی برای تیمی مثل انگلیس معمولاً نشانه خطر است اما تیم توماس توخل آن را به یک مدل بقا تبدیل کرد. انگلیس نه با کنترل توپ، بلکه با کنترل محوطه، دوئلها، دفع توپها و ضربههای دقیق زنده ماند.
مکزیک ۶۷ درصد مالکیت داشت و ۲۰ شوت زد. انگلیس فقط ۶ شوت ثبت کرد اما ۵ ضربهاش در چارچوب بود. مهمتر از همه، انگلیس ۳ موقعیت بزرگ ساخت و هر ۳ موقعیت را به گل تبدیل کرد. این همان تفاوت اصلی بازی بود. مکزیک حجم حمله داشت اما انگلیس کیفیت لحظه داشت.
عدد ۴۹ دفع توپ، شاید مهمترین آمار دفاعی انگلیس باشد. این بیشترین تعداد دفع توپ انگلیس در یک بازی جام جهانی از سال ۱۹۹۰ بود. آن زمان انگلیس مقابل بلژیک ۵۴ دفع توپ داشت. این بار هم مسابقه به همان جنس بقا نزدیک شد. تیم توخل بعد از اخراج جرل کوانساه دیگر دنبال زیبایی نبود. انگلیس با بدن دفاع کرد، با سر توپ زد، با بلاک زنده ماند و اجازه نداد محاصره مکزیک به فروپاشی تبدیل شود.
مکزیک در ورزشگاه آزتکا معمولاً تیمی سختگیر و کماشتباه بوده است. این تیم قبل از این بازی در ۱۰ مسابقه قبلی جام جهانی در آزتکا فقط ۲ گل خورده بود. مقابل انگلیس اما در یک شب ۳ گل دریافت کرد. مکزیک برای اولین بار از اوت ۱۹۹۹ در ورزشگاه آزتکا ۳ گل خورد. آن بازی با پیروزی ۴ بر ۳ مقابل برزیل تمام شده بود اما این بار ۳ گل خورده، پایان کار مکزیک را رقم زد.
شروع شب برای مکزیک امیدوارکننده بود. این تیم از کنارهها فشار آورد، ارسال کرد و تلاش داشت با تراکم در محوطه، انگلیس را عقب نگه دارد. برنامه مکزیک روشن بود: توپ را به عرض زمین ببرد، مدافعان کناری انگلیس را جدا کند و با ارسالهای پیدرپی، خیمنز و کینیونز را وارد بازی کند. اما مشکل مکزیک این بود که فشارش همیشه به ضربه نهایی باکیفیت ختم نشد.
انگلیس برخلاف جریان بازی، در دقیقه ۳۶ ضربه اول را زد. دکلان رایس بازی را به سمت راست برد، بوکایو ساکا ارسال کرد و جود بلینگام با ضربه سر گل اول را زد. این گل از جنس فوتبال مستقیم و دقیق بود. انگلیس نیازی به مالکیت طولانی نداشت. یک جابهجایی سریع، یک ارسال درست و یک حرکت بهموقع در تیر دوم کافی بود.
فقط ۹۸ ثانیه بعد، بلینگام دوباره گل زد. این فاصله زمانی، بازی را از دست مکزیک خارج کرد. بلینگام تا دقیقه ۳۸ هر ۲ گل خود را زده بود. این دومین دبل زودهنگام یک بازیکن انگلیس در تاریخ جام جهانی بود. فقط گری لینهکر در سال ۱۹۸۶ مقابل لهستان زودتر از او به ۲ گل رسیده بود. لینهکر آن روز تا دقیقه ۱۴ دبل کرده بود.
بلینگام حالا ۷۰ درصد گلهای ملی خود برای انگلیس را در تورنمنتهای بزرگ زده است. او ۷ گل از ۱۰ گل ملیاش را در همین بازیهای بزرگ ثبت کرده است. این عدد فقط یک رکورد شخصی نیست. این عدد نشان میدهد بلینگام برای انگلیس بیشتر از یک هافبک جلوبرنده است. او در لحظههای سنگین، به بازیکن تمامکننده تبدیل میشود.
در سمت راست، ساکا هم نقش مهمی داشت. او با پاس گل خود، به سومین بازیکن انگلیس از سال ۱۹۶۶ تبدیل شد که در یک دوره جام جهانی ۳ پاس گل میدهد. پیش از او فقط دیوید بکام در سال ۲۰۰۲ و هری کین در سال ۲۰۲۲ به این عدد رسیده بودند. این رکورد اهمیت زیادی دارد چون نشان میدهد بخش مهمی از خطر انگلیس در این جام از سمت راست و از کیفیت ارسالها و تصمیمهای ساکا آمده است.
مکزیک قبل از این بازی، ۱۵ نیمه اول پیاپی در جام جهانی را بدون گل خورده پشت سر گذاشته بود. بلینگام این روند را شکست و در کمتر از ۲ دقیقه، آن را به یک بحران تبدیل کرد. برای تیمی که ساختار دفاعی نیمه اولش یکی از نقطههای اتکایش بود، دریافت ۲ گل تا دقیقه ۳۸ ضربهای سنگین بود.
با این حال، مکزیک قبل از پایان نیمه اول برگشت. خولیان کینیونز در دقیقه ۴۲ گل زد و امید میزبان را زنده کرد. او حالا در جام جهانی ۲۰۲۶، ۴ گل برای مکزیک زده و با رکورد لوئیس هرناندز در یک دوره جام جهانی برابر شده است. هرناندز در سال ۱۹۹۸ به همین عدد رسیده بود. در کل تاریخ جام جهانی هم فقط چیچاریتو بازیکن دیگری است که برای مکزیک ۴ گل زده است.
کینیونز برای مکزیک فقط گلزن نبود. او نماد تیمی بود که از نظر حملهای ایده داشت اما در پایان، برای عبور از دفاع انگلیس کافی نبود. مکزیک توپ را زیاد به محوطه رساند اما وقتی انگلیس با ۱۰ نفر عقب نشست، کیفیت آخرین ضربه و تصمیمهای پایانی افت کرد.
نقطه عطف دوم بازی در دقیقه ۵۴ آمد. جرل کوانساه بعد از بازبینی ویدئویی اخراج شد و انگلیس ۱۰ نفره شد. کوانساه فقط پنجمین بازی ملی خود را انجام میداد. او کمتجربهترین بازیکن انگلیس در ترکیب اصلی یک بازی حذفی جام جهانی از زمان تونی دوریگو در دیدار ردهبندی ۱۹۹۰ بود که چهارمین بازی ملیاش را انجام میداد. اگر بازیهای ردهبندی را کنار بگذاریم، باید تا سال ۱۹۶۲ عقب برویم. آن زمان بابی مور و موریس نورمن در یکچهارم نهایی مقابل برزیل پنجمین بازی ملی خود را انجام دادند.
اخراج کوانساه او را هم وارد فهرستی تلخ کرد. او چهارمین بازیکن انگلیس شد که در جام جهانی اخراج میشود. پیش از او ری ویلکینز در سال ۱۹۸۶ مقابل مراکش، دیوید بکام در سال ۱۹۹۸ مقابل آرژانتین و وین رونی در سال ۲۰۰۶ مقابل پرتغال کارت قرمز گرفته بودند.
با وجود این ضربه، انگلیس از هم نپاشید. تیم توخل بعد از اخراج، مالکیت را کاملاً واگذار کرد و شکل بازی را تغییر داد. از آن لحظه به بعد، هدف انگلیس دیگر ساختن حملات طولانی نبود. هدف این بود که مرکز بسته بماند، ارسالهای مکزیک دفع شود و هر توپ دوم به یک جنگ کوچک تبدیل شود.
هری کین در دقیقه ۶۰ با پنالتی گل سوم انگلیس را زد. این گل از نظر روانی حیاتی بود چون بعد از اخراج، دوباره فاصله را به ۲ گل رساند. کین حالا در جام جهانی ۲۰۲۶، ۶ گل زده است. این سومین بار است که یک بازیکن انگلیس در یک تورنمنت بزرگ به ۶ گل میرسد. دو مورد قبلی به گری لینهکر در جام جهانی ۱۹۸۶ و خود کین در جام جهانی ۲۰۱۸ مربوط میشود.
کین در ضربات پنالتی جام جهانی هم به یک عدد تاریخی رسیده است. او حالا ۶ گل پنالتی در جام جهانی دارد. این عدد، بدون احتساب ضربات پنالتی پایان مسابقه، ۲ گل بیشتر از هر بازیکن دیگری در تاریخ جام جهانی است. در شبی که انگلیس کمتر حمله کرد، همین تخصص کین از نقطه پنالتی یکی از دلایل اصلی صعود بود.
مکزیک در دقیقه ۶۹ با پنالتی رائول خیمنز دوباره برگشت اما انگلیس این بار فقط باید دوام میآورد. ۱۱ دقیقه وقت اضافه، فشار آزتکا و ارسالهای پیاپی مکزیک، بازی را به یک آزمون دفاعی تبدیل کرد. انگلیس در این آزمون، با ۴۹ دفع توپ و تمرکز بالا در محوطه زنده ماند.
جوردن پیکفورد هم یکی از چهرههای مهم این مقاومت بود. او در روزی که انگلیس ۲۰ شوت تحمل کرد، هفدهمین بازی خود در جام جهانی را انجام داد و با رکورد پیتر شیلتون برابر شد. پیکفورد فقط دروازهبان تیم نبود. او با خروجها، مشتها و واکنشهایش به خط دفاع زمان داد. در چنین مسابقهای، هر ثانیه خریدن به اندازه یک پاس کلیدی ارزش داشت.
این برد، انگلیس را برای یازدهمین بار به یکچهارم نهایی جام جهانی رساند. فقط برزیل با ۱۵ حضور و آلمان با ۱۴ حضور بیشتر از انگلیس به این مرحله رسیدهاند. این عدد نشان میدهد انگلیس از نظر تداوم در تاریخ جام جهانی، در جمع بزرگترین تیمها قرار دارد. تفاوت این است که هنوز باید این تداوم را دوباره به قهرمانی تبدیل کند.
در سمت مقابل، مکزیک با یک رکورد تلخ دیگر از جام کنار رفت. این تیم حالا با ۶۵ بازی، بیشترین تعداد مسابقه در جام جهانی را میان تیمهایی دارد که هرگز قهرمان نشدهاند. مکزیک دوباره جنگید، دوباره فشار آورد و دوباره در نقطهای ایستاد که تاریخش بارها تکرار شده است: نزدیک، پرشور اما ناکام.
جمعبندی این مسابقه ساده است. مکزیک بازی را از نظر حجم برد. مالکیت بیشتر، شوت بیشتر، ارسال بیشتر و حضور بیشتر در زمین حریف داشت. انگلیس بازی را از نظر لحظه برد. ۳ موقعیت بزرگ ساخت، هر ۳ را گل کرد، بعد از اخراج نترسید و با ۴۹ دفع توپ از محوطه خود دفاع کرد.
این شاید زیباترین انگلیس توخل نبود اما یکی از واقعیترین نسخههای فوتبال حذفی بود. در جام جهانی، همیشه تیمی که بیشتر توپ دارد جلو نمیرود. گاهی تیمی صعود میکند که بهتر رنج میکشد، دقیقتر ضربه میزند و وقتی همه چیز علیه اوست، دیرتر میشکند. انگلیس در آزتکا دقیقاً همین کار را کرد.
عکس: رویترز