
جام جهانی
اکوادور چطور با دفاع فشرده و انتقال سریع صعود کرد؟
نوشته بابک شیرآقایی
به گزارش فایواسکور، برد ۲-۱ اکوادور مقابل آلمان فقط با گل دقیقه ۷۸ گونزالو پلاتا توضیح داده نمیشود. این بازی از آن مسابقههایی بود که مالکیت یک چیز میگفت و عددهای عمیقتر چیز دیگری. آلمان ۶۱ درصد توپ را داشت، ۵۹۲ پاس داد، ۷۸ بار وارد یکسوم هجومی شد و ۱۱۰ پاس موفق در فازهای نزدیک به دروازه حریف داشت. اما خروجی این حجم از توپ فقط ۱۱ شوت، ۳ شوت در چارچوب و ۰.۶۵ گل مورد انتظار بود. اکوادور در مقابل فقط ۳۹ درصد مالکیت داشت، ۳۷۹ پاس داد و ۷ شوت زد اما ۱.۵۰ گل مورد انتظار ساخت. همین اختلاف، اصل بازی را نشان میدهد. آلمان بیشتر بازی کرد، اکوادور بهتر ضربه زد.
آلمان خیلی زود به همان چیزی رسید که میخواست. فقط ۱۰۹ ثانیه از بازی گذشته بود که فلوریان ویرتس بین خطوط صاحب توپ شد و لروی سانه را در موقعیت گل قرار داد. سانه در پانزدهمین بازی خود در تورنمنتهای بزرگ ملی، بالاخره اولین گلش را زد. این گل از جنس حملههای مطلوب آلمان بود. پاس به بازیکن بین خطوط، حرکت سریع پشت خط دفاع و ضربه اول. اما مشکل آلمان از بعد همین گل شروع شد. تیم ناگلزمان زود گل زد ولی نتوانست همان الگو را تکرار کند.
اکوادور بعد از گل عقب ننشست، بلکه ساختارش را منظمتر کرد. آرایش ۴-۴-۲ این تیم طوری بسته شد که مسیر پاس به ویرتس و جمال موسیالا در نیمفضاها سخت شود. دو مهاجم اول اکوادور با فشار بیهدف جلو نمیرفتند. آنها زاویه پاس به هافبکهای مرکزی آلمان را میبستند و توپ را به کنارهها هدایت میکردند. نتیجه این شد که آلمان پاس زیاد داد اما پاس خطرناک کم ساخت. ۵۹۲ پاس آلمان وقتی به فقط ۰.۶۵ گل مورد انتظار میرسد، یعنی مالکیت بیشتر از آنکه شکننده باشد، دور زمین چرخیده است.
گل تساوی اکوادور در دقیقه ۹ دقیقا از جایی آمد که آلمان آسیبپذیر بود. پدرو ویته توپ را در فضای میانی جلو برد و نیلسون آنگولو را پیدا کرد. آنگولو از پشت محوطه ضربه زد، توپ از میان پاهای الکساندر پاولوویچ گذشت و وارد دروازه مانوئل نویر شد. این گل، طلسم ۲۴۲ دقیقه بدون گل اکوادور در جام جهانی را شکست. اما از نظر فنی مهمتر از طلسم، منطقه ضربه بود. اکوادور توانست به فضای جلوی خط دفاع آلمان برسد، همان فضایی که آلمان باید با هافبک دفاعی خود بهتر پوشش میداد.
آلمان بعد از گل مساوی دوباره توپ را گرفت اما اکوادور مرکز زمین را از او گرفت. داوید رائوم از سمت چپ ۱۱ ارسال انجام داد، دو پاس کلیدی داد و ۰.۲۳ پاس گل مورد انتظار ساخت اما ارسالهای او بیشتر به تراکم دفاعی اکوادور خورد. آلمان ۱۱ شوت زد اما ۵ شوتش مهار شد و فقط ۳ ضربه در چارچوب رفت. یعنی اکوادور به آلمان اجازه حمله داد اما اجازه شوت تمیز نداد. این تفاوت بزرگی است.
عددهای دفاعی اکوادور این تفاوت را روشنتر میکند. اکوادور ۱۲ قطع پاس و آلمان فقط ۴ قطع پاس داشت. اکوادور ۲۹ دفع توپ انجام داد و آلمان تنها موفق شد ۱۵ دفع توپ را دفع کند. اکوادور ۲۶ تکل زد و آلمان ۲۰ تکل ثبت کرد. این یعنی تیم بکاسسه فقط در محوطه جمع نشده بود. آنها قبل از رسیدن توپ به ضربه آخر، در مسیر پاسها دخالت میکردند. ویلیان پاچو با ۶ دفع توپ و ۴ قطع پاس، جلوی خط دفاع را تمیز نگه داشت. جوئل اوردونیِز هم با ۶ دفع توپ، ۳ تکل موفق از ۳ تلاش و ۲ مهار شوت، یکی از دلایل اصلی پایین ماندن گل مورد انتظار آلمان بود.
نیمه دوم، بازی از نظر فنی بیشتر به نفع اکوادور برگشت. نه چون توپ را بیشتر گرفت چون نوع جنگ را عوض کرد. اکوادور بعد از استراحت ۵۹ درصد کل دوئلها را برد و عدد آنها در نبردهای زمینی به ۶۲ درصد رسید. این عدد مهم است چون آلمان برای ساختن فشار دوباره به توپهای دوم نیاز داشت. هر بار که ارسال دفع میشد یا توپ از مرکز بیرون میآمد، اکوادور زودتر به توپ دوم میرسید. همین مسئله موج دوم حمله آلمان را قطع کرد.
اکوادور در کل بازی فقط ۵۱ درصد دوئلها را برد اما جهش نیمه دوم تعیینکننده بود. این تیم بعد از نیمه دقت پاسهای بلندش را به ۵۳ درصد رساند و در ارسال از کنارهها هم ۳ ارسال موفق از ۷ تلاش داشت. یعنی اکوادور در نیمه دوم فقط دفاعیتر نشد بلکه راه خروجش از فشار را هم بهتر کرد. پاسهای بلند این تیم در کل مسابقه ۲۴ موفق از ۵۰ تلاش بود. آلمان در این بخش ۱۷ پاس بلند موفق از ۳۷ تلاش داشت. تفاوت اینجاست که پاس بلند اکوادور بیشتر برای شکستن فشار و بردن توپ دوم استفاده شد، نه فقط تغییر جهت بازی.
پدرو ویته قلب این نقشه بود. او با امتیاز ۸.۲ فایواسکور بهترین بازیکن زمین شد و عددهایش توضیح میدهد چرا. ویته ۸۹ لمس توپ داشت، ۵۳ پاس سالم از ۶۶ پاس داد، ۶ پاس بلند موفق از ۱۱ تلاش ثبت کرد و ۲ پاس کلیدی ساخت. این یعنی او هم در حفظ توپ نقش داشت، هم در خروج از فشار، هم در رساندن توپ به منطقه حمله. پاس گل او به آنگولو فقط یک لحظه نبود، بخشی از نقش دائمی او در اتصال دفاع به حمله بود.
ارزش ویته در فاز دفاعی حتی بیشتر دیده شد. او ۹ تکل زد، ۶ تکل موفق داشت، ۹ بار توپ را بازپس گرفت و یک تکل آخرین نفر ثبت کرد. برای یک هافبک میانی، این یعنی حضور همزمان در دو بازی. بازی با توپ و بازی بدون توپ. عدد ۰.۰۷ پاس گل مورد انتظار شاید خطرسازی او را کم نشان بدهد اما کیفیت تصمیمهای او در خروج از فشار و رساندن توپ به فضای درست، چیزی بود که اکوادور را زنده نگه داشت.
کنار ویته، مویسس کایسدو نقش تعادلدهنده داشت. او ۵۶ پاس سالم از ۶۳ پاس داد، ۴ تکل زد، یک موقعیت بزرگ ساخت و ۰.۶۸ پاس گل مورد انتظار ثبت کرد. این عدد برای یک هافبک میانی بسیار مهم است چون نشان میدهد کایسدو فقط توپگیر نبود. او در لحظههای مناسب، پاس رو به جلو هم پیدا کرد. نیلسون آنگولو هم با امتیاز ۷.۸ فایواسکور، یک گل و ۹ بازپسگیری توپ، سمت چپ اکوادور را هم تهاجمی کرد و هم جنگنده.
آلمان در سمت مقابل چند نمایش فردی خوب داشت اما این نمایشها به یک جریان کامل تبدیل نشد. سانه با امتیاز ۶.۹ گل زد و ۲ شوت در چارچوب داشت. ویرتس با امتیاز ۷.۳ پاس گل داد، ۲ پاس کلیدی ساخت و یک موقعیت بزرگ خلق کرد. کای هاورتس هم امتیاز ۶.۶ گرفت و درگیر دوئلها بود. اما وقتی سه بازیکن هجومی آلمان چنین عددهایی دارند و تیم فقط ۰.۶۵ گل مورد انتظار میسازد یعنی مشکل در اتصال نهایی حمله است. آلمان به منطقه درست میرسید اما از زاویه درست ضربه نمیزد.
اشتباهها هم به آلمان ضربه زدند. این تیم ۲ اشتباه منجر به شوت داشت و یک اشتباه هم به گل منجر شد. در خط فلیکس انمچا هم همزمان یک اشتباه منجر به شوت و یک اشتباه منجر به گل ثبت شد. این برای تیمی که با مالکیت بالا بازی میکند، خطرناک است. چون وقتی ساختار جلو ایستاده، هر اشتباه در میانه زمین میتواند ضدحمله یا ضربه ایستگاهی خطرناک بسازد.
تعویضهای آلمان انرژی آورد اما مسیر بازی را عوض نکرد. دنیز اونداو بعد از ورود به زمین یک موقعیت بزرگ ساخت و ۲ پاس کلیدی داد. پاسکال گروس هم به گردش توپ کمک کرد. اما اکوادور با ۲۹ دفع توپ، ۱۲ قطع پاس و برتری در دوئلهای نیمه دوم، اجازه نداد این انرژی تازه به فشار مداوم تبدیل شود. آلمان بیشتر شبیه تیمی بود که راههای زیادی برای نزدیک شدن دارد، اما کلید باز کردن در را پیدا نمیکند.
گل دوم اکوادور در دقیقه ۷۸ از دل همین جزئیات آمد. کوین رودریگز که در دقیقه ۶۴ به جای انر والنسیا وارد شده بود، روی یک کرنر توپ را به مسیر گونزالو پلاتا رساند. پلاتا زودتر از نویر به توپ رسید و آن را به سقف دروازه زد. این گل، بیستمین گل جام جهانی ۲۰۲۶ از روی کرنر بود. از سال ۱۹۶۶ به بعد، این چهارمین دورهای است که تعداد گلهای کرنری به ۲۰ یا بیشتر میرسد. اکوادور این بار از همان جایی ضربه زد که آلمان در کل بازی نتوانست خوب مدیریت کند: برخورد اول، توپ دوم و واکنش سریع در محوطه.
برای آلمان، این باخت یک هشدار دفاعی بزرگ است. آنها حالا در ۹ بازی پیاپی جام جهانی کلینشیت نکردهاند. این با بدترین روند تاریخی آلمان در جام جهانی برابر است. آخرین کلینشیت آلمان در این رقابتها به فینال ۲۰۱۴ برابر آرژانتین برمیگردد. از جام جهانی ۱۹۹۸ به بعد هم این دومین بار است که آلمان بعد از زدن گل اول، بازی را میبازد. بار قبلی شکست ۲-۱ مقابل ژاپن در سال ۲۰۲۲ بود. قبل از این مسابقه، آلمان در چنین شرایطی ۲۵ برد و ۲ تساوی داشت.
برای اکوادور، این برد فقط یک صعود نبود. آنها برای دومین بار در تاریخ خود به مرحله حذفی جام جهانی رسیدند. این تیم فقط یک شکست در ۲۲ بازی اخیر خود در همه رقابتها داشته و بعد از سال ۲۰۱۳ برای اولین بار یک تیم اروپایی را برده است. از طرف دیگر، این دومین بار بود که اکوادور در جام جهانی مسابقهای را میبرد که در آن عقب افتاده بود. بار اول برابر هندوراس در سال ۲۰۱۴ بود.
جمعبندی فنی بازی روشن است. آلمان مالکیت را برد اما کیفیت موقعیت را نه. آلمان ۶۱ درصد توپ داشت اما ۰.۶۵ گل مورد انتظار ساخت. اکوادور ۳۹ درصد مالکیت داشت اما ۱.۵۰ گل مورد انتظار ساخت. آلمان ۵۹۲ پاس داد اما اکوادور ۱۲ قطع پاس و ۲۹ دفع توپ داشت. آلمان از کنارهها حمله کرد اما اکوادور مرکز محوطه را بست. آلمان میخواست بازی را با توپ کنترل کند، اکوادور بازی را با فضا، دوئل و لحظه کنترل کرد.
در ورزشگاه نیویورک نیوجرسی و مقابل ۸۰ هزار و ۶۶۳ تماشاگر، اکوادور یک درس ساده داد. برای بردن بازیهای بزرگ، همیشه لازم نیست بیشتر پاس بدهی. باید پاس مهم را ببندی، توپ دوم را ببری و ضربه آخر را در زمان درست بزنی.
آلمان عددهای مالکیت را برد. اکوادور عددهای سرنوشتساز را.
عکس: رویترز